ويتنام و آموزه های انقلاب اکتبر برای توسعه ملی
منبع: شبکه همبستگی
نويسنده: تو هوی روآ(To Huy Rua) ، دبير کميتۀ مرکزی حزب کمونيست ويتنام و سرپرست کميسيون تبليغات و آموزش حزب.
نود سال ييش در روز 7 نوامبر 1917، طبقه کارگر و توده های زحمتکش روسيه تحت رهبری ولاديمير ايليچ لنين و حزب بلشويک، پيروزمندانه دست به انقلاب اکتبر سوسياليستی روسيه زدند و در پی آن دولت زحمتکشان را تاسيس کرده و اولين حکومت سوسياليستی جهان را تشکيل دادند.
روسيه شوروی تشکيل شد. از آن هنگام، واقعيت سوسياليسم از طريق يک جامعه نوين متولد شد و حزب کمونيست حزب حاکم شد. جان ريد ، روزنامه نگار آمريکايی که توانسته بود شاهد روزهای پر طنين انقلاب اکتبر باشد، آن را يکی از بزرگترين رويدادهای تاريخ بشر توصيف کرد.
پيروزی انقلاب اکتبر ستم و استثمار سرمايه داری و فئوداليسم را که برای قرن ها در روسيه وجود داشت در هم شکست، به طبقه کارگر و دهقانان کمک کرد قدرت را بدست گيرند، رويا و آرزوی يکصد ساله توده های کار برای يک جامعه عاری از ستم، استثمار و بیعدالتی را از طريق تئوری علمی سوسياليستی به يک واقعيت درخشان مبدل کرد. انقلاب اکتبر طلوع بزرگترين آرمان رهايی در تاريخ بشريت، يعنی رهايی طبقه، ملت، جامعه و بشريت بود و دوران جديدی را آغاز کرد که در آن توسعه با ديگر اهداف شريف، مانند صلح، استقلال ملی، دموکراسی و ترقی اجتماعی در هم آميخته است.
از اولين شب انقلاب پيروزمند اکتبر، دولت شوروی فرمان های صلح و زمين را صادر کرد و اعلام کرد که روسيه شوروی از جنگ جهانی اول خارج خواهد شد و آرزوی کهن دهقانان برای استفاده از زمين را عملی خواهد کرد. در پی آن، بيانيه پيرامون حقوق مليت های روسيه، که برابری و حق تعيين سرنوشت خود آنها را تاييد کرد؛ فرمان پيرامون الغای تبعيض طبقاتی، مليتی و عناوين و القاب فئودالی، ايجاد برابری بين زنان و مردان، حق آزادی مذهبی و همچنين جدايی کليسا از مدارس صادر شد. انقلاب اکتبر، از طريق اين حرکت های عملی نشان داد که ماهيت حقيقی آن بمثابه يک انقلاب برای رهايی فقرا و برای فقرايی بود که دليرانه بپاخاسته بودند تا زير پرچم سرخ داس و چکش زنجيرهای بردگی را در هم شکسته ، زندگی نوينی بنا نهاده و بدون توجه به شدت تنگناهای ايجاد شده از طرف نيروهای متخاصم داخلی و دشمنان خارجی، با پايمردی از دستاورهای انقلاب دفاع کنند.
تاريخ روسيه و اتحاد شوروی ورق خورد. از سالهای 1920، مردم شوروی تحت رهبری حزب کمونيست دستاوردهای عظيمی در ساختمان سوسياليسم و دفاع ملی داشتند و بعد از آن بشريت را از بلای فاشيسم نجات دادند. اتحاد شوروی از يک کشور کشاورزی به يک قدرت صنعتی با بازده صنعتی که در اروپا اول و در جهان دوم بود تبديل شد. چهره کشور تغيير اساسی کرد و سطح زندگی مردم و کيفيت شيوه زندگی کاملاً با گذشته متفاوت بود. کارگران می توانستند بيمه اجتماعی دريافت کنند، چيزی که در آن زمان دولت بوژوايی قادر به انجام آن نبود. امروزه، تاريخ ثابت کرده است که موضوعات اساسی در حقوق بشر که از اهميت بشری عظيمی برخوردارند، مانند تضمين استاندارهای زندگی، مراقبت درمانی، تأمين نيازمنديهای اصلی، آموزش، کار و کاهش شرارت های اجتماعی عرصه هايی است که در آنها بسياری از کشورهای غربی دوران مدرن قابل مقايسه با اتحاد شوروی سابق نيستند. سوسياليسم به پانزده کشور در سراسر جهان گسترش يافت، و به وزنه سودمندی در مقابل سرمايه داری تبديل شد و بمثابه وزنه ای عمل کرد که روند انقلابی تاريخ را تعيين می کرد. گرچه تغييرات و دگرگونی های ناگهانی بسياری رخداده است، اما اينها اوراق واقعاً با شکوه تاريخند که مورد تحسين جهان قرار گرفته و حقايق تاريخی غير قابل انکار بودند.
انقلاب اکتبر تاثير نيرومندی بر روند تاريخی و اوضاع جهانی داشت، اين ادعا را باطل کرد که سرمايه داری نظام کاملی است که موجب توسعه کره زمين می شود. از آن به بعد جهان در انحصار سرمايه داری نبود و دو رژيم اجتماعی بمثابه دو نظام اجتماعی متضاد، يعنی سوسياليسم و سرمايه داری وجود داشت. علاوه براين، تحت تاثير مستقيم اين بستر، سرمايه داری نتوانست چهره، سياست ها و عملکرد خود را مانند سابق حفظ کند. خصوصيات برجسته سوسياليسم از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانی و علمی- تکنولوژيک انگيزه ای برای مبارزه کارگران سراسر جهان ايجاد کرد، سرمايه داری را مجبور نمود سياست های اجتماعی-اقتصادی خود را تعديل نموده، رفاه اجتماعی را افزايش داده و به خدمات اساسی عمومی مانند آموزش، مراقبت درمانی، بيمه و اطلاع رسانی توجه بيشتری نمايد.
انقلاب پيروزمند اکتبر روسيه نفوذ و نقش مسائل رهايی ملی را گسترش داد و مبارزات ملی عليه ستم را به موضوع مشترک در رهايی ملت های تحت ستم، مستعمره و نيمه مستعمره از سلطه امپرياليسم تبديل کرد. نور انقلاب اکتبر تاکنون راه رهايی ملت های تحت ستم را روشن کرده است و چشم انداز روشنی برای جنبش های رهايی بخش انقلابی جهان از طريق تلفيق مبارزات ملی با انقلاب پرولتری و نزديکی جنبش رهايی بخش ملی با جنبش نيروهای انقلابی جهان عليه استعمار و امپرياليسم را گشوده است. در نتيجه، پس از چندين دهه، توفان انقلاب رهايی بخش، نظام استعماری در آسيا، آفريقا، و آمريکای لاتين را در هم شکست. بيش از يکصد ملت مستقل تشکيل شد و آنها راه های توسعه خود را انتخاب کردند. کشورهای بسياری بعنوان متحد سياسی حمايت خود را از سوسياليسم اعلام کردند، و برخی ديگر تصميم گرفتند راه سوسياليستی را بپيمايند. نقشه سياسی جهان اساساً از نو کشيده شد و سرمايه داری مجبور شد نقاط استراتژيک بسياری را به سوسياليسم بدهد. اين حرکت مثبت طی قرن بيستم بوضوح نتيجه تاثير مستقيم و ژرف انقلاب اکتبر بود. پرزيدنت هوشی مين گفت: «مانند يک خورشيد درخشان، انقلاب اکتبر بر پنج قاره نور افشاند، و در اين کره ميليون ها انسان تحت ستم و تحت استثمار رابيدار کرد. چنان انقلاب بزرگ و پردامنه ای هرگز در تاريخ بشر سابقه نداشته است.»
جهان وارد هزاره جديدی شده است که تحولات چند جانبه بسياری، که از ويژگی های آن بشمار می آيند، بر شناخت خلق ها از روند تاريخی بنحو پيچيده تر و متفاوت تری تاثير می گذارند. با اين وصف؛ بسياری از روشنفکران سرمايه داری مانند رنه دوموند (Rene Dumond) ، ژاک دريدا (Jacques Derrida) ، جين فونس (Jane Fonce)، پيتر دراکر (Peter Druker) و نوام چامسکی (Noam Chamsky) صدای خود را بلند کرده و می گويند سرمايه داری آينده ای برای بشريت ارائه نمی کند. سرمايه داری هيچگاه به اندازه امروز ثروتمند و قدرتمند نبوده است، اما جنبش ضد-سرمايه داری هم هيچگاه دامنه ای اينچنين جهانی نداشته است. در جهانی که با خصوصيات روشن و تاريک لکه لکه است، دهها ميليون نفر به باور صادقانه خود به کمونيسم ادامه داده و تعهد خود به گام زدن در راه انقلاب اکتبر تا رسيدن به اهداف شرافتمندانه دوران را اعلام می دارند. اين سپاهی است متشکل از 80 ميليون اعضای احزاب کمونيست و بالغ بر 150 حزب کمونيست و کارگری در سرتاسر جهان. بيش از 1.5 ميليارد انسانی که در ملت های سوسياليستی زندگی می کنند هوش خود را در جهت ارتقای هر چه بيشتر تئوری و پراتيک سوسياليسم بکار می گيرند. امروزه سوسياليسم با دشواری ها و چالش های بسياری روبروست و جنبش سوسياليستی هنوز از بحرانی که در پی سقوط رژيم سوسياليستی در اروپای شرقی و اتحاد شوروی پيش آمد بيرون نيامده است، با اين وجود، راهی که انقلاب اکتبر گشود همچنان نقطه عطفی در جنبش تاريخ بشری باقی خواهد ماند. در شرايط تاريخی جديد، احزاب کمونيست، کارگری و چپگرای جهان برای ارتقای همبستگی و بهبود تاکتيک ها، عمليات و استراتژی های مبارزاتی خود برای تدارک راه بسوی سوسياليسم مناسب با شرايط مشخص هر ملت و مناسب با تغييرات جهانی، همه نوع تلاش بخرج می دهند.
احزاب کمونيست حاکم در چين، ويتنام، کوبا، لائوس و غيره برای آنکه مدل تئوريک و عملی ساختمان سوسياليسم را پيدا کنند، آموزه های موفق و منفی ساختمان سوسياليسم در اتحاد شوروی، اروپای شرقی و در کشورهای خود را جمع بندی کرده اند. تلاش های اين احزاب برای پروراندن يک مدل و راه بسمت سوسياليسم اقدام بیسابقه ای است، که قبل از هر چيز در کاربست اقتصاد بازار و همکاری اقتصادی بين المللی برای توسعه اجتماعی-اقتصادی و برای ساختمان مادی و فنی سوسياليسم منعکس است. چين اقتصاد بازار سوسياليستی خود را مشخص کرده است. ويتنام روند بازسازی خود و رشد اقتصاد بازار سوسياليستی خود را تسريع کرده است. لائوس سياست توليد کالايی را به اجرا گذاشته و بتدريج به مرحله گذار اقتصاد بازار منتقل می شود. بسياری از احزاب کمونيست و کارگری جهان برای مدل توسعه اجتماعی-اقتصادی در چين و ويتنام ارزش بالايی قائلند، و آن را متمم بی نظيری بر تئوری سوسياليستی و کمک عملی به رشد مارکسيسم-لنينيسم و تئوری سوسياليستی در دوران تاريخی جديد می دانند. دستاورهای اصلاحات و نوسازی در کشورهای سوسياليستی، شاهد درخشانی بر سرزندگی و توانايی سوسياليسم در بازسازی خود است. بنابراين، اصلاحات، نوسازی و توسعه سوسياليستی در چين، ويتنام، کوبا و لائوس سالهای بسياری است که دستاورهای دلگرم کننده ای داشته، کمک چشمگيری به تقويت نقش و نفوذ سوسياليسم در جهان بوده و به هر چه مهمتر کردن سوسياليسم در روابط بين المللی در جهان معاصر کمک کرده است.
امر نوسازی ويتنام طی 20 سال گذشته، دستاوردهای تاريخی مهمی داشته است. توليد ناخالص ملی 3.5 برابر، و درآمد سرانه 3 برابر شده است. ويتنام از زمانی که تحت محاصره اقتصادی قرار داشت تاکنون با 169 کشور روابط خود را عادی کرده و روابط ديپلوماتيک برقرار کرده است و منطبق با روحيه آمادگی کشور برای دوستی و شراکت قابل اعتماد با ديگر کشورها در جامعه بين المللی روابط چند جانبه و چند موضوعه با شرکای خارجی برقرار کرده و آماده است نقش فعالی در روند همکاری منطقه ای و بين المللی و در هم-آميختگی اقتصادی بعهده بگيرد.
چين بعد از نرديک به 30 سال اجرای اصلاحات درهای باز و سياست مدرنيزه کردن، دستاوردهای تاريخی مهمی داشته است و رشد اقتصادی آن بطور متوسط سالانه 9.6 درصد افزايش يافته است. توليد ناخالص ملی چين در سال 2006 بالغ بر 2630 ميليارد دلار آمريکايی بود که آن را بعد از ايالات متحده، ژاپن، و آلمان در رديف چهارم قرار می دهد. صادرات و واردات کشور بيش از 1760 ميليارد دلار آمريکايی بود که آن را در رديف سوم در جهان قرار می دهد، در حاليکه ثروت ملی چين به سطح بالايی رسيد، ذخير ارز خارجی آن که بالغ بر 700 ميليارد دلار آمريکايی می شود، در جهان بی همتاست.
توليد ناخالص ملی لائوس طی 5 سال گذشته 7 درصد افزايش يافته است. نرخ رشد توليد ناخالص ملی کوبا در سال 2005 حدود 11.8 درصد بود.
بانک جهانی پس از بررسی توسعه اقتصادی در کشورهای سوسياليستی می گويد حجم توليد ناخالص ملی اين کشورها نسبت به توليد ناخالص جهانی طی 15 سال گذشته دو برابر شده است و اين روند بطور مستمر افزايش خواهد يافت. در اين کشورها، راه انقلاب اکتبر، همراه با تلاش های آنها برای يافتن مدلهای جديد اصلاحات و توسعه، همچنان ادامه دارد.
همراه با روند فوق الذکر اصلاحات و نوسازی در کشورهای سوسياليستی، در سالهای اخير عوامل جديد مهمی در اوضاع جهانی ظهور کرده اند. يکی از آن عوامل رشد جنبش چپگرای بين المللی، بويژه در آمريکای لاتين است. دوره ای که در آن موجی از رهبران احزاب کارگری، چپگرا و انقلابی از حمايت نيرومند رای دهندگان برخوردار شده و در 9 کشور به رياست جمهوری انتخاب شده اند. بويژه در مورد آقای هوگو چاوز که از 1998 سه بار متوالی به رياست جمهوری ونزوئلا انتخاب شده است.
در آمريکای لاتين سوسياليسم به باور عمومی در ميان اکثريت مردم تبديل شده است، مردمی که انرژی و تلاش های خود را به ساختمان يک جامعه نوين اختصاص داده اند. هوگو چاوز رييس جمهور ونزوئلا بر خصوصيات سوسياليستی انقلاب کشور در راه سوسياليسم قرن بيست و يکم تأکيد کرده است. اوو مورالس رييس جمهور بوليوی، آر. آر. کورييا رييس جمهور اکوادور و دانيل اورتگا رييس جمهور نيکاراگوئه به دفعات اعلام کرده اند که آنها با استواری به ساختمان سوسياليسم در کشورهای خود ادامه خواهند داد.
تهاجم توفانزای انقلاب سوسياليستی بر حياتی ترين بخش نظام سرمايه داری در نود سال پيش، در حال حاضر در آمريکای لاتين نيروی بالقوه ای شده است برای مبارزه عليه امپرياليسم، مبارزه برای استقلال ملی، دموکراسی و ترقی اجتماعی. پرچم انقلاب اکتبر در نسيم انقلابی نيم کره غربی در اهتزاز است.
نيروهای کمونيست، کارگری و چپگرای جهان تحت تاثير درس های انقلاب اکتبر مبنی بر اينکه سوسياليسم مستلزم پراتيک شريف انترناسيوناليسم پرولتری است، در سالهای اخير برای به کار انداختن يک مکانيسم مشترکِ همکاری، بسيج نيروها، تقويت همبستگی و تبادل تجربيات تلاش های زيادی بخرج داده اند. احزاب بسياری يک مکانيسم مبادلات تئوريک منظم ايجاد کرده اند، مانند فعاليت های بين حزب کمونيست ويتنام با حزب کمونيست چين، حزب کمونيست کوبا و حزب انقلابی خلق لائوس، فعاليت ها در ميان احزاب کمونيست اتحاديه اروپا، در ميان احزاب کمونيست اتحاد شوروی سابق و ميان احزاب کمونيست بالکان. حزب کمونيست ژاپن نيز يک مکانيسم مبادله تئوريک با حزب کمونيست چين و شماری از احزاب کمونيست و کارگری اروپا ايجاد کرده است.
علاوه براين، يکسری کنفرانس بين احزاب کمونيست و کارگری هر منطقه و قاره و همچنين کنفرانس های بين قاره ای برگزار شده است. از سال 1998 تاکنون، حزب کمونيست يونان سالانه «کنفرانس جهانی احزاب کمونيست و کارگری در آتن» را برگزار کرده است. نشست آنن به عرصه ای برای هماهنگی و بسيج نيروها در درون جنبش سوسياليستی جهانی بعد از جنگ سرد تبديل شده است. حزب کمونيست يونان يک سايت اينترنتی (http://www.solidnet.org) را بعنوان سريعترين و ارزانترين شيوه تماس با احزاب ديگر ايجاد کرده است.
در آمريکای لاتين نيز، احزاب کمونيست، کارگری و چپگرا از دهه 1990، با هدف بررسی فعاليت و رشد جنبش چپ در منطقه و جهان و پيداکردن راه های هماهنگ کردن فعاليت نيروهای کمونيست و چپ، در فوروم سائو پاولو (Sao Paolo) بزريل بطور منظم نشست هايی را برگزار کرده اند. اين فوروم طی پانزده سال فعاليت، 12 کنفرانس با شرکت بيش از 140 حزب از 46 کشور در آمريکای لاتين، آمريکای شمالی، اروپا، آسيا، آفريقا، اقيانوسيه و خاورميانه برگزار کرده است. اين مدلی است برای تقويت هماهنگی ميان احزاب، و کمک به ارتقای امواج انقلابی درست در منطقه ای که زمانی «حياط خلوت» امپرياليست های ايالات متحده ناميده می شد.
جنبش های مثبت فوق اخيراً منبع جديدی از نيرو و سرزندگی برای جنبش سوسياليستی در دوره کنونی آفريده اند. جستجو و کاوش برای مدلهای توسعه در کشورهای سوسياليستی، علائم اميد بخش بهبود احزاب، شکل گيری هماهنگی و جمع شدن نيروهای جديد، و همچنين موج جديد جنبش های چپگرا در جهان به عوامل مثبتی در نفوذ گسترده و ارزش والای تئوری و پراتيک برای پاسداری و بسط مارکسيسم-لنينيسم در اوضاع جديد بين المللی مبدل شده اند. اين دليل روشنی نيز بر درستی و نقش تاريخی راهی است که با پيروزی انقلاب کبير سوسياليستی روسيه گشوده شد.
انقلابهايی که دوران جديدی را در تاريخ بشر آغاز کردند، منجمله انقلاب بورژوايی، همه در نتيجۀ يکسری دلائل عينی و ذهنی، شامل مقاومت شديد نيروهای متخاصم، اشتباهات و محدوديت های نيروهای انقلابی و همچنين عدم بلوغ شرايط و اوضاع انقلابی، پستی و بلندی هايی را تجربه کرده اند. البته، انقلاب سوسياليستی هرگز از يک روند آرام برخوردار نبوده است، زيرا اين مبارزه نهايی پرولتاريای کل جهان و ملت های تحت ستم برای پايان دادن به همه اشکال استثمار، بردگی و بيعدالتی است. اگر با چنان چشم انداز تاريخی بزرگی نگاه شود، ناکامی ها و شکست موقت سوسياليسم در اروپای شرقی، اتحاد شوروی و برخی مناطق ديگر قابل درک است. در عين حال، دستاوردهای سوسياليسم در اصلاحات و نوسازی ها، همراه با گام های جديد جنبش های کمونيستی، کارگری و چپگرای جهان به جلو، درست بودن راهی که انقلاب اکتبر روسيه بسوی پيشرفت در آينده گشود را ثابت می کنند. اين راهِ صلح، استقال ملی، دموکراسی و ترقی اجتماعی است؛ راه رهايی، توسعه و حرکت بسمت سوسياليسم.
با توجه به ماهيت و روند توسعه عينی تاريخ در قرن بيستم، پيروزی انقلاب اوت 1945 و آرمان انقلابی ويتنام طی 77 سال گذشته را می توان به پيروزی مارکسيسم-لنينيسم نسبت داد که از طرف حزب کمونيست ويتنام، و با توجه با شرايط تاريخی مشخص عمل در کشور، خلاقانه بکار بسته شده و توسعه يافته است. اين پيروزی، ريشه ای ژرف و مستقيم در تاثير نيرومند انقلاب کبير روسيه داشته است.
انقلاب اکتبر و انقلاب اوت، که نزديک به 30 سال از هم جدا فاصله داشتند، رويدادهای تاريخی با ويژگی های گوناگون اند. با اين وجود، هر دو انقلاب، در ارتباط با آگاهی ژرف نسبت به نيروی عظيم آفريده شده بدست طبقه کارگر، زحمتکشان و مردم تحت ستم تحت رهبری يک حزب ترازنوين، حزب مارکسيست-لنينيست، انگيزه مشترکی داشتند.
اين نيرو قادر به انجام انقلابی است که جهان را تکان دهد و طبقه، ملت و زحمتکشان را از ستم و استثمار رها ساخته و يک جامعه نوين، يک جامعه سوسياليستی، بنا نهد. پرزيدنت هوشی مين به دفعات بر اهميت تاريخی انقلاب اکتبر و تاثير ژرف و مستقيم آن بر انقلاب اوت در ويتنام تأکيد می کرد.
او اين ايده را با يک احساس صادقانۀ کاملاً ويتنامی ابراز کرده است «ويتنام ضرب المثلی دارد که می گويد " موقعی که آب می نوشيد، منبع آن را بياد آوريد." ما هر چه بيشتر ننگ از دست دادن کشورمان را بخاطر می آوريم- هر دوره پُر از فداکاری و سختی اما مملو از پيروزی های مبارزه انقلابی را هم بياد می آوريم- به همان نسبت قدردانی طبقه کارگر و زحمتکشان ويتنام نسبت به لنين کبير و انقلاب اکتبر بيشتر می شود.»
نيروی عظيم توده های انقلابی در انقلاب اکتبر، بعلت رهبری روشن-بين، صحيح و خلاق يک حزب انقلابی که انديشه های لنينی را دنبال می کرد، دائماً چند برابر می شد. اين عامل تعيين کننده ای بود که به پيروزی انقلاب اکتبر انجاميد و درس اساسی برای آن کشورهايی در بر دارد که انقلاب پرولتری را در دوره های مختلف به پيروزی رسانده اند. يک حزب طبقه کارگر که پيوسته از مارکسيسم-لنينيسم پيروی کرده است و همراه با روحيه استقلال، اعتماد به نفس و خلاقيت در شرايط مشخص تاريخی در برابر هر چالشی موضع استوار اتخاذ کرده است، يک عامل تعيين کننده برای رسيدن به پيروزی انقلابی است.
پرزيدنت هوشی مين مشروحاً تاثير بزرگ انقلاب اکتبر بر انقلاب ويتنام و درس آن را تجزيه و تحليل کرده و بر اين نکته تأکيد نموده است که «لنينيسم نيروی ايدئولوژيک نيرومندی است که حزب ما را برای تبديل شدن به عالی ترين سازمان توده های کارگر، تبلور هوش و ذکاوت، افتخار و وجدان ملت ما هدايت کرده است.»
بنابراين، روشن است که دو درس مهم تئوريک و عملی انقلاب اکتبر، يعنی درس مروبط به نيروی توده های انقلابی و درس مربوط به يک حزب واقعاً انقلابی، از طرف حزب کمونيست ويتنام و پرزيدنت هوشی مين در رهبری انقلاب خلاقانه بکار بسته شده اند. پرزيدنت هوشی مين گفت:«انقلاب روسيه به ما آموخته است که برای انجام موفقيت آميز انقلاب، ما بايد مردم (کارگران و دهقانان) را بعنوان ريشه يک حزب نيرومند، پايدار، با ايمان و متحد داشته باشيم.»
طی نود سالی که از پيروزی انقلاب اکتبر روسيه می گذرد، پستی و بلندی های بيشمار، تغييرات بزرگ و پيچيده، دستاورهای بزرگ و شکست های دردناک، درستی انديشه و روشن-بينی عملی لنين پيرامون قانونمندی های انقلاب را خلاصه می کنند: هنگامی که انقلاب پرولتری قدرت را بدست می گيرد، تازه آغاز کار است. بدست آوردن قدرت دشوار است، اما دشوارتر از آن دفاع از آن است. اگر انقلاب نتواند يک اقتصاد با بازدهی، کيفيت و کارآيی بالاتر و منعکس کننده برتری سوسياليسم را بنا کند، حفظ دستاورها و پيروزی های انقلاب دشوار خواهد بود و احيای رژيم کهنه محتملاً اتفاق خواهد افتاد. حزب ما اين درس را کاملاً فراگرفته است و براساس پراتيک انقلابی در ويتنام، همراه با شکست های سنگين سوسياليسم در اتحاد شوروی و اروپای شرقی، ما با موفقيت دو وظيفه مربوط به کسب و حفظ قدرت را انجام داده ايم. حزب بطور همه جانبه ای امر بازسازی را آغاز و هدايت کرده است، و در نتيجه آن طی 20 سال گذشته دستاوردهای بزرگ و از نظر تايخی مهمی ايجاد کرده است.
پس از نود سال، انقلاب اکتبر نه تنها يک نماد درخشان از آرمان و نيروی سوسياليستی است، بلکه درسهای مهم و سودمندِ بسيارِ انقلاب اکتبر، ارزش خود را در واقعيات روند نوسازی و ساختمان سوسياليستی در ويتنام حفظ کرده اند.
http://www.solidnet.org/cgi-bin/agent?news/035vietnam7nov07.doc