تبليغاتX
راه آزادی

راه آزادی

وا قعیات پشت پرده حمله نظامی امریکا به ویتنام

وا قعیات پشت پرده حمله نظامی امریکا به ویتنام

 

پس زمينه جنگ در ويتنام به سال 1954 باز مي گشت، يعني زماني كه ويتنام پس از يك مبارزه طولاني، استقلال خود را از فرانسه استعماري كسب كرد. دو سال بعد، آمريكا از يك همه پرسي ملي با نظارت سازمان ملل ممانعت كرده و عملا كشور را به دو بخش تقسيم نمود: شمال كمونيستي به رهبري هو شي مين، قهرمان جنگ استقلال ويتنام، و جنوب به رهبري نگو دين ديم، دست نشانده سابق فرانسه.
گروه كوچكي از پارتيزان ها، موسوم به ويت كنگ، در اوايل 1959 قيامي را عليه حكومت آغاز كردند و آمريكا متعهد شد با آن مقابله كند. در ابتدا مستشاراني براي آموزش و هدايت ارتش ويتنام جنوبي فرستاده شدند. اوضاع از قبل هم بدتر شد، و هنگاميكه در سال 1964 براي سياستگذاران آمريكايي روشن شد كه ويت كنگ ها احتمالا پيروز خواهند شد، رئيس جمهور ليندون جانسون تصميم گرفت تعداد عظيمي از نيروها را به ويتنام جنوبي گسيل كرده و بمباران گسترده ويتنام شمالي را آغاز كند. تعداد 2000 نفري نيروهاي آمريكايي در ويتنام در سال 1961، به 16500 نفر در سال 1964 ، و 100 هزار نفر در نيمه سال 1965 رسيد. اين رقم به افزايش ادامه داد و در سال 1966 به 200 هزار نفر، و نهايتا در اوج جنگ به 500 هزار نفر رسيد.
ويت كنگ ها هرگز شكست نخوردند،در واقع تعداد و كنترل آنها بر روستاها افزايش يافت. نيروهاي ويتنامي با اينكه در نتيجه آتش برتر نيروهاي آمريكايي و سياست زمين سوخته، متحمل خسارات عظيمي شدند، اما آنها رفته رفته حمايت بيشتري از جانب مردم ويتنام كسب مي كردند. در نهايت، آمريكا پس از دادن بيش از 58 هزار كشته، به شكست خود اعتراف كرده و از ويتنام خارج شد. رژيم دست نشانده در سايگون تا سال 1975 سقوط كرد و ويتنام در نهايت - تحت حكومت كمونيستي - يك بار ديگر متحد شد.


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 25 شهریور1388 ساعت 3:7 | لینک ثابت |

واقعیات پشت پرده جنگ امریکا والقاعده

واقعیات پشت پرده جنگ امریکا والقاعده

آمريكا در افغانستان به عنوان يك اشغالگر و تنها حامي رژيم فاسد اربابان مواد مخدر، دزدان و شارلاتان ها شناخته مي شود، زمانيكه شوروي اين كشور را اشغال كرده و از حكومت كمونيست ها پشتيباني مي كرد، آمريكا از طريق آموزش و سرمايه گذاري سيا بر روي طالبان و مبارزان خارجي (عمدتا عرب) كه توسط امثال اسامه بن لادن رهبري مي شدند، جنگي را عليه شوروي ها راه انداخته بود. در نهايت طالبان با كمك گروه هايي چون القاعده بن لادن، با بيرون كردن روس ها به پيروزي رسيد.
به مرور زمان، با فروپاشي اتحاد شوروي و تمركز بيشتر آمريكا روي خاورميانه، دولت هاي بعدي آمريكا از تركيب قدرت در افغانستان هر چه بيشتر ناخرسند شدند. در همين حال، به دنبال جنگ خليج [فارس] آمريكا در 91-1990، بن لادن و ديگر مبارزان عرب در افغانستان و جاهاي ديگر آمريكا را يك دشمن تلقي كردند و آمريكا تمركز نظامي خود را كه روي ضديت با كمونيسم قرار گرفته بود، به ضديت با عرب ها تغيير داده و شروع به مخالفت با عرب هايي كرد كه مي خواستند رهبران فاسد خودكامه در كشورهاي نفتي خاورميانه را سرنگون كنند.
هنگامي كه مركز تجارت جهاني و پنتاگون در سال 2001 مورد حمله قرار گرفتند، دولت بوش كه قبلا برنامه سرنگوني حكومت عراق را در سر داشت، حمله اي عليه افغانستان به راه انداخت و مدعي شد حكومت طالبان به القاعده پناه داده است. جنگ افغانستان شروع شده بود. طالبان به سرعت سرنگون شد و القاعده نيز به مناطق دورافتاده قبايلي پاكستان رانده شد، اما جنگ تمام نشده بود. در واقع، با چنگ اندازي مجدد طالبان به سرزمين ها و بازيابي بيشتر قدرت سابق خود، از آن زمان اوضاع براي آمريكا از بد به بدتر تبديل شده است.
آنچه امروز در افغانستان مي گذرد تكرار جنگ ويتنام است،


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 25 شهریور1388 ساعت 3:6 | لینک ثابت |

هدف کلیه مکاتب و ادیان مختلف رهایی انسان از ظلم و ستم و نابرابری و بی عدالتی بوده است

پس خارج از عناوین و القاب مختلف باید به دنبال جستجوی راه بود

راه ازادی از اندیشه ها گذر خواهد کرد

 


نوشته شده توسط پیشرو در سه شنبه 17 شهریور1388 ساعت 3:36 | لینک ثابت |

تفاوت بين دين و مذهب

تفاوت بين دين واقعی و مذهب ساختگی 

 

واقعی ساختگی
قرآن غير قرآن
سنت بدعت
عقل جهل
محبت کينه
وحدت تفرقه
وصل کردن فصل کردن
کعبه دوازده هزار امامزاده
تامين تکفير
امام تابع دين امام اصل دين
ترويج حقيقت ترويج خرافه
اقرأ (بخوان) اسمع (بشنو)
أشهدأن محمدا رسول الله شهادت ثلاثه
عالمان دلسوز ديني جاهلان دکاندار ديني
حقيقت تبليغات
اسر افکار برادر شيطان هزار اسراف بنام خدا
نماز در پنج وقت نماز در هر وقت
تقوي در تمام لحظات عمر تقوي در محرم و رمضان
تعليم و تحقيق تقليد و تهديد
منجي انسانها در انتظار منجي
همه برابرند بعضي برابرترند
خدا ناظر در همه‌جا امام ناظر در همه‌جا
خنده گريه
آزادي ديكتاتوري
قرآن نور مبين قرآن تاويل و تفسير
دعا بي واسطه دعا با واسطه
لا إله إلا الله لا إله إلا زهرا
ملتزم شويد به سواد اعظم علي(ع) سواد اعظم ملتزم شوند به ما
زيارت خانه خدا زيارت عاشورا
مکه کربلا
زكات براي فقيران خمس براي مفت خوران
نماز در پنج وقت نماز در سه وقت يا هيچ وقت
تعقل تعبد
صفا و مروه چاه جمکران!!
رنگ سپيد رنگ سياه
صدا كردن خدا صدا كردن غير خدا
معرفي دين معرفي بزرگان دين
آگاه كردن مردم جاهل كردن مردم
حج از واجبات کربلا از واجبات
مساجد پر جمعيت قبرستان پر جمعيت
بازگشت اعمال بسوي خدا بازگشت اعمال دوشنبه ها بسوي امام زمان!!
بزرگداشت شعائر دين بزرگداشت افراد دين
اسم همه مومن و مسلم هر گروه به اسم امام خويش
مساجد براي خدا مساجد براي غير خدا
وحدت ديني و قلبي وحدت سياسي و ظاهري
حب با عمل حب بدون عمل
تسليم در برابر آيات تاويل در برابر آيات
خلقت جهان براي همه خلقت جهان براي پنج نفر!!
ترس از خدا ترس از امام
حج عاملي براي وحدت حج عاملي براي تفرقه
قسم به خدا قسم به امام
نذر و قرباني براي خدا نذر و قرباني براي غير خدا
صراحت و راستي تقيه و دورويي
قبرستان مكاني براي عبرت قبرستان مكاني براي آباد كردن و فخر فروشي!!
واقعيت و حقيقت خرافات و دروغ
كسب علم واجب تقليد از عالم واجب!!
صلح و دوستي جنگ و دشمني
ارزش انسانها به تقوي ارزش انسانها به نسب و ذريه?!!
خلقت انسانها از خاك خلقت بعضي از نور?!!
تعقل تعصب
حكومتي اسلام گرا حكومتي فرقه گرا
عرب و عجم برابر خليج تا ابد فارس
امام حاضر هميشه حاضر امام غايب هميشه غايب!!
بازگشت اعمال بسوي خدا بازگشت اعمال به سوي امام!!
اطاعت حاكم در معصيت حرام اطاعت حاكم در معصيت هم واجب!!
امام بيرون از پرده امام در پس پرده
اصول دين صريح و روشن اصول دين مبهم و گنگ
همه مسلمين هم وطن طرفداران خرافات هم وطن
مبارزه با ظالم تسليم در برابر ظالم
دينداري مردم داري
حكومتي واحد هرجا داراي حكومتي جدا
ارزش احاديث به قرآن ارزش احاديث به نام كتب
مبارزه با نژاد پرستي نژاد پرستي
دوري از گناه گناه به اميد شفاعت!!
علما، خادم الشريعه علما، خادم الخرافات
نكاح با بيشتر از چهار زن ممنوع صيغه به تعداد دلخواه!!
معرفي دين معرفي بزرگان دين
عالمان دلسوز دين جاهلان دکاندار دين
خواندن تمام كتب خواندن كتب همان مذهب
مسجد تكيه
قرآن مفاتيح
اجتماع انقطاع
دوستي صحابه لعن صحابه
زيارت كعبه زيارات قبور
دين كامل شده در انتظار كامل شدن
پرستش خدا پرستش اولياء خدا
نماز جمعه واجب دعاي ندبه واجب!!
شناخت اهل بيت ستايش اهل بيت
صدمه زدن به بدن حرام زنجير و قمه زدن حلال!!
حقيقت اشخاص غلو و بزرگ نمايي اشخاص
حسين براي الگو حسين براي گريه
كمك به ستمديدگان تظاهرات براي ستمديدگان
در پناه خدا در پناه معصومين
سنت پيامبر ص بدعت غاليان
فراموشي كينه‌ها نو كردن كينه‌ها
گناه هميشه حرام روز شهادت ائمه حرام!!
هر جامعه مسئول اعمال خود گذشتگان مسئول بدبختي امروز!!
قرض الحسنه سود تضمين شده (بخوانيد ربا)
شمشير عليه دشمن شمشير بر فرق خويش!!
صبر و شكيبايي فغان و گريه و بي تابي
إنا لله وإنا إليه راجعون جزع و فزع و بي تابي
أولي الأمر منكم است أولي الأمر من عندالله و غايب
امام از متقين امامت در انحصار تعدادي
بهشت جهنم
خدا غير خدا

الله

شيطان


نوشته شده توسط پیشرو در دوشنبه 12 مرداد1388 ساعت 18:6 | لینک ثابت |

چگوارا و انان که ایستاده مردند

 

درود بر انان که ایستاده مردند

قسم به مرگ گل یاس

 زیر هجوم چکمه ها

قسم به زندگی که مرد

  زیر چماق گزمه ها

قسم به او شقیقه ای

  که همدم گلوله شد

به بغضی که اخرشم

 گوشه سینه گوله شد

به مار اختناقی که

چنبره زد روی قلم

قسم به نونی که نشد

 به نرخ روز و دست کم

به اون شیار خونی

 که از تن آزادی چگید

تفکری که لخته شد

 پرنده ای که ور پرید

به اون طلوع واپسین

که جوخه تن به ماشه داد

به اون که ایستاده مرد

 تنش به گوشه ای فتاد

قسم به اون طناب دار

 که حلقه زد به گردنت

به لحظهای که ریختن

با کت بسته بردنت

چو می توان که همچو تو

عمود و ایستاده مرد

حرام باد هر که را

که تن به بستری سپرد


نوشته شده توسط پیشرو در شنبه 13 تیر1388 ساعت 3:14 | لینک ثابت |

احادیث

حضرت محمد (ص) : کسي که دو حديث فرا گيرد تا خود عمل کند ، يا به ديگران بياموزد تا به کار بندند ، براي او از شصت سال عبادت بهتر است .       نصايح صفحه 81

رسول خدا (ص) : هر مومني بميرد و يک ورق کاغذ از او بماند که دانشي بر آن باشد آن ورقه روز قيامت ميان او و دوزخ حائل و مانع شود و خداي تبارک و تعالي به هرحرفي که در آن کاغذ نوشته شهري در بهشت به او دهد که هفت برابر دنيا باشد.    امالي صدوق صفحه 37

رسول خدا (ص) : کسي که براي رفع نياز برادر مومن خود کوشش نمايد مانند اين است که نه هزار سال خداوند متعال را عبادت نموده در حالي که روزها را روزه گرفته و شب ها را هم شب زنده داري نموده.   بحارالانوار جلد 74 صفحه 315

حضرت محمد (ص) : مومن حقيقي کسي است که مالش را با مستمندان در ميان نهد و درباره مردم انصاف دهد .        نصايح صفحه 72

 


نوشته شده توسط پیشرو در شنبه 13 تیر1388 ساعت 3:6 | لینک ثابت |

ويتنام و آموزه های انقلاب اکتبر برای توسعه ملی


ويتنام و آموزه های انقلاب اکتبر برای توسعه ملی

 

منبع: شبکه همبستگی

نويسنده: تو هوی روآ(To Huy Rua) ، دبير کميتۀ مرکزی حزب کمونيست ويتنام و سرپرست کميسيون تبليغات و آموزش حزب.

 


نود سال ييش در روز 7 نوامبر 1917، طبقه کارگر و توده های زحمتکش روسيه تحت رهبری ولاديمير ايليچ لنين و حزب بلشويک، پيروزمندانه دست به انقلاب اکتبر سوسياليستی روسيه زدند و در پی آن دولت زحمتکشان را تاسيس کرده و اولين حکومت سوسياليستی جهان را تشکيل دادند.

روسيه شوروی تشکيل شد. از آن هنگام، واقعيت سوسياليسم از طريق يک جامعه نوين متولد شد و حزب کمونيست حزب حاکم شد. جان ريد ، روزنامه نگار آمريکايی که توانسته بود شاهد روزهای پر طنين انقلاب اکتبر باشد، آن را يکی از بزرگترين رويدادهای تاريخ بشر توصيف کرد.

پيروزی انقلاب اکتبر ستم و استثمار سرمايه داری و فئوداليسم را که برای قرن ها در روسيه وجود داشت در هم شکست، به طبقه کارگر و دهقانان کمک کرد قدرت را بدست گيرند، رويا و آرزوی يکصد ساله توده های کار برای يک جامعه عاری از ستم، استثمار و بیعدالتی را از طريق تئوری علمی سوسياليستی به يک واقعيت درخشان مبدل کرد. انقلاب اکتبر طلوع بزرگترين آرمان رهايی در تاريخ بشريت، يعنی رهايی طبقه، ملت، جامعه و بشريت بود و دوران جديدی را آغاز کرد که در آن توسعه با ديگر اهداف شريف، مانند صلح، استقلال ملی، دموکراسی و ترقی اجتماعی در هم آميخته است.

از اولين شب انقلاب پيروزمند اکتبر، دولت شوروی فرمان های صلح و زمين را صادر کرد و اعلام کرد که روسيه شوروی از جنگ جهانی اول خارج خواهد شد و آرزوی کهن دهقانان برای استفاده از زمين را عملی خواهد کرد. در پی آن، بيانيه پيرامون حقوق مليت های روسيه، که برابری و حق تعيين سرنوشت خود آنها را تاييد کرد؛ فرمان پيرامون الغای تبعيض طبقاتی، مليتی و عناوين و القاب فئودالی، ايجاد برابری بين زنان و مردان، حق آزادی مذهبی و همچنين جدايی کليسا از مدارس صادر شد. انقلاب اکتبر، از طريق اين حرکت های عملی نشان داد که ماهيت حقيقی آن بمثابه يک انقلاب برای رهايی فقرا و برای فقرايی بود که دليرانه بپاخاسته بودند تا زير پرچم سرخ داس و چکش زنجيرهای بردگی را در هم شکسته ، زندگی نوينی بنا نهاده و بدون توجه به شدت تنگناهای ايجاد شده از طرف نيروهای متخاصم داخلی و دشمنان خارجی،  با پايمردی از دستاورهای انقلاب دفاع کنند.

تاريخ روسيه و اتحاد شوروی ورق خورد. از سالهای 1920، مردم شوروی تحت رهبری حزب کمونيست دستاوردهای عظيمی در ساختمان سوسياليسم و دفاع ملی داشتند و بعد از آن بشريت را از بلای فاشيسم نجات دادند. اتحاد شوروی از يک کشور کشاورزی به يک قدرت صنعتی با بازده  صنعتی که در اروپا اول و در جهان دوم بود تبديل شد. چهره کشور تغيير اساسی کرد و سطح زندگی مردم و کيفيت شيوه زندگی کاملاً با گذشته متفاوت بود. کارگران می توانستند بيمه اجتماعی دريافت کنند، چيزی که در آن زمان دولت بوژوايی قادر به انجام آن نبود. امروزه، تاريخ ثابت کرده است که موضوعات اساسی در حقوق بشر که از اهميت بشری عظيمی برخوردارند، مانند تضمين استاندارهای زندگی، مراقبت درمانی، تأمين نيازمنديهای اصلی، آموزش، کار و کاهش شرارت های اجتماعی عرصه هايی است که در آنها بسياری از کشورهای غربی دوران مدرن قابل مقايسه با اتحاد شوروی سابق نيستند. سوسياليسم به پانزده کشور در سراسر جهان گسترش يافت، و به وزنه سودمندی در مقابل سرمايه داری تبديل شد و بمثابه وزنه ای عمل کرد که روند انقلابی تاريخ را تعيين می کرد. گرچه تغييرات و دگرگونی های ناگهانی بسياری رخداده است، اما اينها اوراق واقعاً با شکوه تاريخند که مورد تحسين جهان قرار گرفته و حقايق تاريخی غير قابل انکار بودند.

انقلاب اکتبر تاثير نيرومندی بر روند تاريخی و اوضاع جهانی داشت، اين ادعا را باطل کرد که سرمايه داری نظام کاملی است که موجب توسعه کره زمين می شود. از آن به بعد جهان در انحصار سرمايه داری نبود و دو رژيم اجتماعی بمثابه دو نظام اجتماعی متضاد، يعنی سوسياليسم و سرمايه داری وجود داشت. علاوه براين، تحت تاثير مستقيم اين بستر، سرمايه داری نتوانست چهره، سياست ها و عملکرد خود را مانند سابق حفظ کند. خصوصيات برجسته سوسياليسم از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانی و علمی- تکنولوژيک انگيزه ای برای مبارزه کارگران سراسر جهان ايجاد کرد، سرمايه داری را مجبور نمود سياست های اجتماعی-اقتصادی خود را تعديل نموده، رفاه اجتماعی را افزايش داده و به خدمات اساسی عمومی مانند آموزش، مراقبت درمانی، بيمه و اطلاع رسانی توجه بيشتری نمايد.

انقلاب پيروزمند اکتبر روسيه نفوذ و نقش مسائل رهايی ملی را گسترش داد و مبارزات ملی عليه ستم را به موضوع مشترک در رهايی ملت های تحت ستم، مستعمره و نيمه مستعمره از سلطه امپرياليسم تبديل کرد. نور انقلاب اکتبر تاکنون راه رهايی ملت های تحت ستم را روشن کرده است و چشم انداز روشنی برای جنبش های رهايی بخش انقلابی جهان از طريق تلفيق مبارزات ملی با انقلاب پرولتری و نزديکی جنبش رهايی بخش ملی با جنبش نيروهای انقلابی جهان عليه استعمار و امپرياليسم را گشوده است. در نتيجه، پس از چندين دهه، توفان انقلاب رهايی بخش، نظام استعماری در آسيا، آفريقا، و آمريکای لاتين را در هم شکست. بيش از يکصد ملت مستقل تشکيل شد و آنها راه های توسعه خود را انتخاب کردند. کشورهای بسياری بعنوان متحد سياسی حمايت خود را از سوسياليسم اعلام کردند، و برخی ديگر تصميم گرفتند راه سوسياليستی را بپيمايند. نقشه سياسی جهان اساساً از نو کشيده شد و سرمايه داری مجبور شد نقاط استراتژيک بسياری را به سوسياليسم بدهد. اين حرکت مثبت طی قرن بيستم بوضوح نتيجه تاثير مستقيم و ژرف انقلاب اکتبر بود. پرزيدنت هوشی مين گفت: «مانند يک خورشيد درخشان، انقلاب اکتبر بر پنج قاره نور افشاند، و در اين کره ميليون ها انسان تحت ستم و تحت استثمار رابيدار کرد. چنان انقلاب بزرگ و پردامنه ای هرگز در تاريخ بشر سابقه نداشته است.»

جهان وارد هزاره جديدی شده است که تحولات چند جانبه بسياری، که از ويژگی های آن بشمار می آيند، بر شناخت خلق ها از روند تاريخی بنحو پيچيده تر و متفاوت تری تاثير می گذارند. با اين وصف؛ بسياری از روشنفکران سرمايه داری مانند رنه دوموند (Rene Dumond) ، ژاک دريدا (Jacques Derrida) ، جين فونس (Jane Fonce)، پيتر دراکر (Peter Druker)  و نوام چامسکی (Noam Chamsky) صدای خود را بلند کرده و می گويند سرمايه داری آينده ای برای بشريت ارائه نمی کند. سرمايه داری هيچگاه به اندازه امروز ثروتمند و قدرتمند نبوده است، اما جنبش ضد-سرمايه داری هم هيچگاه دامنه ای اينچنين جهانی نداشته است. در جهانی که با خصوصيات روشن و تاريک لکه لکه است، دهها ميليون نفر به باور صادقانه خود به کمونيسم ادامه داده و تعهد خود به گام زدن در راه انقلاب اکتبر تا رسيدن به اهداف شرافتمندانه دوران را اعلام می دارند. اين سپاهی است  متشکل از 80 ميليون اعضای احزاب کمونيست و بالغ بر 150 حزب کمونيست و کارگری در سرتاسر جهان. بيش از 1.5 ميليارد انسانی که در ملت های سوسياليستی زندگی می کنند هوش خود را در جهت ارتقای هر چه بيشتر تئوری و پراتيک سوسياليسم بکار می گيرند. امروزه سوسياليسم با دشواری ها و چالش های بسياری روبروست و جنبش سوسياليستی هنوز از بحرانی که در پی سقوط رژيم سوسياليستی در اروپای شرقی و اتحاد شوروی پيش آمد بيرون نيامده است، با اين وجود، راهی که انقلاب اکتبر گشود همچنان نقطه عطفی در جنبش تاريخ بشری باقی خواهد ماند. در شرايط تاريخی جديد، احزاب کمونيست، کارگری و چپگرای جهان برای ارتقای همبستگی و بهبود تاکتيک ها، عمليات و استراتژی های مبارزاتی خود  برای تدارک راه بسوی سوسياليسم مناسب با شرايط مشخص هر ملت و مناسب با تغييرات جهانی، همه نوع تلاش بخرج می دهند.


احزاب کمونيست حاکم در چين، ويتنام، کوبا، لائوس و غيره برای آنکه مدل تئوريک و عملی ساختمان سوسياليسم را پيدا کنند، آموزه های موفق و منفی ساختمان سوسياليسم در اتحاد شوروی، اروپای شرقی و در کشورهای خود را جمع بندی کرده اند. تلاش های اين احزاب برای پروراندن يک  مدل و راه بسمت سوسياليسم اقدام بیسابقه ای است، که قبل از هر چيز در کاربست اقتصاد بازار و همکاری اقتصادی بين المللی برای توسعه اجتماعی-اقتصادی و برای ساختمان مادی و فنی سوسياليسم منعکس است. چين اقتصاد بازار سوسياليستی خود را مشخص کرده است. ويتنام روند بازسازی خود و رشد اقتصاد بازار سوسياليستی خود را تسريع کرده است. لائوس سياست توليد کالايی را به اجرا گذاشته و بتدريج به مرحله گذار اقتصاد بازار منتقل می شود. بسياری از احزاب کمونيست و کارگری جهان برای مدل توسعه اجتماعی-اقتصادی در چين و ويتنام ارزش بالايی قائلند، و آن را متمم بی نظيری بر تئوری سوسياليستی و  کمک عملی به رشد مارکسيسم-لنينيسم و تئوری سوسياليستی در دوران تاريخی جديد می دانند. دستاورهای اصلاحات و نوسازی در کشورهای سوسياليستی، شاهد درخشانی بر سرزندگی و توانايی سوسياليسم در بازسازی خود است. بنابراين، اصلاحات، نوسازی و توسعه سوسياليستی در چين، ويتنام، کوبا و لائوس سالهای بسياری است که دستاورهای دلگرم کننده ای داشته، کمک چشمگيری به تقويت نقش و نفوذ سوسياليسم در جهان بوده و به هر چه مهمتر کردن سوسياليسم در روابط بين المللی در جهان معاصر کمک کرده است. 

امر نوسازی ويتنام طی 20 سال گذشته، دستاوردهای تاريخی مهمی داشته است. توليد ناخالص ملی 3.5 برابر، و درآمد سرانه 3 برابر شده است. ويتنام از زمانی که تحت محاصره اقتصادی قرار داشت تاکنون با 169 کشور روابط خود را عادی کرده و روابط ديپلوماتيک برقرار کرده است و منطبق با روحيه آمادگی کشور برای دوستی و شراکت قابل اعتماد با ديگر کشورها در جامعه بين المللی روابط چند جانبه و چند موضوعه با شرکای خارجی برقرار کرده و آماده است نقش فعالی در روند همکاری منطقه ای و بين المللی و در هم-آميختگی اقتصادی بعهده بگيرد.

چين بعد از نرديک به 30 سال اجرای اصلاحات درهای باز و سياست مدرنيزه کردن، دستاوردهای تاريخی مهمی داشته است و رشد اقتصادی آن بطور متوسط سالانه 9.6 درصد افزايش يافته است. توليد ناخالص ملی چين در سال 2006 بالغ بر 2630 ميليارد دلار آمريکايی بود که آن را بعد از ايالات متحده، ژاپن، و آلمان در رديف چهارم قرار می دهد. صادرات و واردات کشور بيش از 1760 ميليارد دلار آمريکايی بود که آن را در رديف سوم در جهان قرار می دهد، در حاليکه ثروت ملی چين به سطح بالايی رسيد، ذخير ارز خارجی آن که بالغ بر 700 ميليارد دلار آمريکايی می شود، در جهان بی همتاست.

توليد ناخالص ملی لائوس طی 5 سال گذشته  7 درصد افزايش يافته است. نرخ رشد توليد ناخالص ملی کوبا در سال 2005 حدود 11.8 درصد بود.

بانک جهانی پس از بررسی توسعه اقتصادی در کشورهای سوسياليستی می گويد حجم توليد ناخالص ملی اين کشورها نسبت به توليد ناخالص جهانی طی 15 سال گذشته دو برابر شده است و اين روند بطور مستمر افزايش خواهد يافت. در اين کشورها، راه انقلاب اکتبر، همراه با تلاش های آنها برای يافتن مدلهای جديد اصلاحات و توسعه، همچنان ادامه دارد.

همراه با روند فوق الذکر اصلاحات و نوسازی در کشورهای سوسياليستی، در سالهای اخير عوامل جديد مهمی در اوضاع جهانی ظهور کرده اند. يکی از آن عوامل رشد جنبش چپگرای بين المللی، بويژه در آمريکای لاتين است. دوره ای که در آن موجی از رهبران احزاب کارگری، چپگرا و انقلابی از حمايت نيرومند رای دهندگان برخوردار شده و  در 9 کشور به رياست جمهوری انتخاب شده اند. بويژه در مورد آقای هوگو چاوز که از 1998 سه بار متوالی به رياست جمهوری ونزوئلا انتخاب شده است.

در آمريکای لاتين سوسياليسم به باور عمومی در ميان اکثريت مردم تبديل شده است، مردمی که انرژی و تلاش های خود را به ساختمان يک جامعه نوين اختصاص داده اند. هوگو چاوز رييس جمهور ونزوئلا بر خصوصيات سوسياليستی انقلاب کشور  در راه سوسياليسم قرن بيست و يکم تأکيد کرده است. اوو مورالس رييس جمهور بوليوی، آر. آر. کورييا رييس جمهور اکوادور و دانيل اورتگا رييس جمهور نيکاراگوئه به دفعات اعلام کرده اند که آنها با استواری به ساختمان سوسياليسم در کشورهای خود ادامه خواهند داد.

تهاجم توفانزای انقلاب سوسياليستی بر حياتی ترين بخش نظام سرمايه داری در نود سال پيش، در حال حاضر در آمريکای لاتين نيروی بالقوه ای شده است برای مبارزه عليه امپرياليسم، مبارزه برای استقلال ملی، دموکراسی و ترقی اجتماعی. پرچم انقلاب اکتبر در نسيم انقلابی نيم کره غربی در اهتزاز است.

نيروهای کمونيست، کارگری و چپگرای جهان تحت تاثير درس های انقلاب اکتبر مبنی بر اينکه سوسياليسم مستلزم پراتيک شريف انترناسيوناليسم پرولتری است، در سالهای اخير برای به کار انداختن يک مکانيسم مشترکِ همکاری، بسيج نيروها، تقويت همبستگی و تبادل تجربيات تلاش های زيادی بخرج داده اند. احزاب بسياری يک مکانيسم مبادلات تئوريک منظم ايجاد کرده اند، مانند فعاليت های بين حزب کمونيست ويتنام با حزب کمونيست چين، حزب کمونيست کوبا و حزب انقلابی خلق لائوس، فعاليت ها در ميان احزاب کمونيست اتحاديه اروپا، در ميان احزاب کمونيست اتحاد شوروی سابق و ميان احزاب کمونيست بالکان. حزب کمونيست ژاپن نيز يک مکانيسم مبادله تئوريک با حزب کمونيست چين و شماری از احزاب کمونيست و کارگری اروپا ايجاد کرده است.

علاوه براين، يکسری کنفرانس بين احزاب کمونيست و کارگری هر منطقه و قاره و همچنين کنفرانس های بين قاره ای برگزار شده است. از سال 1998 تاکنون، حزب کمونيست يونان سالانه «کنفرانس جهانی احزاب کمونيست و کارگری در آتن» را برگزار کرده است. نشست آنن به عرصه ای برای هماهنگی و بسيج نيروها در درون جنبش سوسياليستی جهانی بعد از جنگ سرد تبديل شده است. حزب کمونيست يونان يک سايت اينترنتی (http://www.solidnet.org) را بعنوان سريعترين و ارزانترين شيوه تماس با احزاب ديگر ايجاد کرده است.


در آمريکای لاتين نيز، احزاب کمونيست، کارگری و چپگرا از دهه 1990، با هدف بررسی فعاليت و رشد جنبش چپ در منطقه و جهان و پيداکردن راه های هماهنگ کردن فعاليت نيروهای کمونيست و چپ، در فوروم سائو پاولو (Sao Paolo) بزريل بطور منظم نشست هايی را برگزار کرده اند. اين فوروم طی پانزده سال فعاليت، 12 کنفرانس با شرکت بيش از 140 حزب از 46 کشور در آمريکای لاتين، آمريکای شمالی، اروپا، آسيا، آفريقا، اقيانوسيه و خاورميانه برگزار کرده است. اين مدلی است برای تقويت هماهنگی ميان احزاب، و کمک به ارتقای امواج انقلابی درست در منطقه ای که زمانی «حياط خلوت» امپرياليست های ايالات متحده ناميده می شد.

جنبش های مثبت فوق اخيراً منبع جديدی از نيرو و سرزندگی برای جنبش سوسياليستی در دوره کنونی آفريده اند. جستجو و کاوش برای مدلهای توسعه در کشورهای سوسياليستی، علائم اميد بخش بهبود احزاب، شکل گيری هماهنگی و جمع شدن نيروهای جديد، و همچنين موج جديد جنبش های چپگرا در جهان به عوامل مثبتی در نفوذ گسترده و ارزش والای تئوری و پراتيک برای پاسداری و بسط مارکسيسم-لنينيسم در اوضاع جديد بين المللی مبدل شده اند. اين دليل روشنی نيز بر درستی و نقش تاريخی راهی است که با پيروزی انقلاب کبير سوسياليستی روسيه گشوده شد.

انقلابهايی که دوران جديدی را در تاريخ بشر آغاز کردند، منجمله انقلاب بورژوايی، همه در نتيجۀ يکسری دلائل عينی و ذهنی، شامل مقاومت شديد نيروهای متخاصم، اشتباهات و محدوديت های نيروهای انقلابی و همچنين عدم بلوغ شرايط و اوضاع انقلابی، پستی و بلندی هايی را تجربه کرده اند. البته، انقلاب سوسياليستی هرگز از يک روند آرام برخوردار نبوده است، زيرا اين مبارزه نهايی پرولتاريای کل جهان و ملت های تحت ستم برای پايان دادن به همه اشکال استثمار، بردگی و بيعدالتی است. اگر با چنان چشم انداز تاريخی بزرگی نگاه شود، ناکامی ها و شکست موقت سوسياليسم در اروپای شرقی، اتحاد شوروی و برخی مناطق ديگر قابل درک است. در عين حال، دستاوردهای سوسياليسم در اصلاحات و نوسازی ها، همراه با گام های جديد جنبش های کمونيستی، کارگری و چپگرای جهان به جلو، درست بودن راهی که انقلاب اکتبر روسيه بسوی پيشرفت در آينده گشود را ثابت می کنند. اين راهِ صلح، استقال ملی، دموکراسی و ترقی اجتماعی است؛ راه رهايی، توسعه و حرکت بسمت سوسياليسم.

با توجه به ماهيت و روند توسعه عينی تاريخ در قرن بيستم، پيروزی انقلاب اوت 1945 و آرمان انقلابی ويتنام طی 77 سال گذشته را می توان به پيروزی مارکسيسم-لنينيسم نسبت داد که از طرف حزب کمونيست ويتنام، و با توجه با شرايط تاريخی مشخص عمل در کشور، خلاقانه بکار بسته شده و توسعه يافته است. اين پيروزی، ريشه ای ژرف و مستقيم در تاثير نيرومند انقلاب کبير روسيه داشته است.

انقلاب اکتبر و انقلاب اوت، که نزديک به 30 سال از هم جدا فاصله داشتند، رويدادهای تاريخی با ويژگی های گوناگون اند. با اين وجود، هر دو انقلاب، در ارتباط با آگاهی ژرف نسبت به نيروی عظيم آفريده شده بدست طبقه کارگر، زحمتکشان و مردم تحت ستم تحت رهبری يک حزب ترازنوين، حزب مارکسيست-لنينيست، انگيزه مشترکی داشتند.

اين نيرو قادر به انجام انقلابی است که جهان را تکان دهد و طبقه، ملت و زحمتکشان را از ستم و استثمار رها ساخته و يک جامعه نوين، يک جامعه سوسياليستی، بنا نهد. پرزيدنت هوشی مين به دفعات بر اهميت تاريخی انقلاب اکتبر و تاثير ژرف و مستقيم آن بر انقلاب اوت در ويتنام تأکيد می کرد.

او اين ايده را با يک احساس صادقانۀ کاملاً ويتنامی ابراز کرده است «ويتنام ضرب المثلی دارد که می گويد " موقعی که آب می نوشيد، منبع آن را بياد آوريد."  ما هر چه بيشتر ننگ از دست دادن کشورمان را بخاطر می آوريم- هر دوره پُر از فداکاری و سختی اما مملو از پيروزی های مبارزه انقلابی را هم بياد می آوريم- به همان نسبت قدردانی طبقه کارگر و زحمتکشان ويتنام نسبت به لنين کبير و انقلاب اکتبر بيشتر می شود.»

نيروی عظيم توده های انقلابی در انقلاب اکتبر، بعلت رهبری روشن-بين، صحيح و خلاق يک حزب انقلابی که انديشه های لنينی را دنبال می کرد، دائماً چند برابر می شد. اين عامل تعيين کننده ای بود که به پيروزی انقلاب اکتبر انجاميد و درس اساسی برای آن کشورهايی در بر دارد که انقلاب پرولتری را در دوره های مختلف به پيروزی رسانده اند. يک حزب طبقه کارگر که پيوسته از مارکسيسم-لنينيسم پيروی کرده است و همراه با روحيه استقلال، اعتماد به نفس و خلاقيت در شرايط مشخص تاريخی در برابر هر چالشی  موضع استوار اتخاذ کرده است، يک عامل تعيين کننده برای  رسيدن به پيروزی انقلابی است.

پرزيدنت هوشی مين مشروحاً تاثير بزرگ انقلاب اکتبر بر انقلاب ويتنام و درس آن را تجزيه و تحليل کرده و بر اين نکته تأکيد نموده است که «لنينيسم نيروی ايدئولوژيک نيرومندی است که حزب ما را برای تبديل شدن به عالی ترين سازمان توده های کارگر، تبلور هوش و ذکاوت، افتخار و وجدان ملت ما هدايت کرده است.»

بنابراين، روشن است که دو درس مهم تئوريک و عملی انقلاب اکتبر، يعنی درس مروبط به نيروی توده های انقلابی و درس مربوط به يک حزب واقعاً انقلابی، از طرف حزب کمونيست ويتنام و پرزيدنت هوشی مين در رهبری انقلاب خلاقانه بکار بسته شده اند. پرزيدنت هوشی مين گفت:«انقلاب روسيه به ما آموخته است که برای انجام موفقيت آميز انقلاب، ما بايد مردم (کارگران و دهقانان) را بعنوان ريشه يک حزب نيرومند، پايدار، با ايمان و متحد داشته باشيم.»

طی نود سالی که از پيروزی انقلاب اکتبر روسيه می گذرد، پستی و بلندی های بيشمار، تغييرات بزرگ و پيچيده، دستاورهای بزرگ و شکست های دردناک، درستی انديشه و روشن-بينی عملی لنين پيرامون قانونمندی های انقلاب را خلاصه می کنند: هنگامی که انقلاب پرولتری قدرت را بدست می گيرد، تازه آغاز کار است. بدست آوردن قدرت دشوار است، اما دشوارتر از آن دفاع از آن است. اگر انقلاب نتواند يک اقتصاد با بازدهی، کيفيت و کارآيی بالاتر و منعکس کننده برتری سوسياليسم را بنا کند، حفظ دستاورها و پيروزی های انقلاب دشوار خواهد بود و احيای رژيم کهنه محتملاً اتفاق خواهد افتاد. حزب ما اين درس را کاملاً فراگرفته است و براساس پراتيک انقلابی در ويتنام، همراه با شکست های سنگين سوسياليسم در اتحاد شوروی و اروپای شرقی، ما با موفقيت دو وظيفه مربوط به کسب و حفظ قدرت را انجام داده ايم. حزب بطور همه جانبه ای امر بازسازی را آغاز و هدايت کرده است، و در نتيجه آن طی 20 سال گذشته دستاوردهای بزرگ و از نظر تايخی مهمی ايجاد کرده است.


پس از نود سال، انقلاب اکتبر نه تنها يک نماد درخشان از آرمان و نيروی سوسياليستی است، بلکه  درسهای مهم و سودمندِ بسيارِ انقلاب اکتبر، ارزش خود را در واقعيات روند نوسازی و ساختمان سوسياليستی در ويتنام حفظ کرده اند.

 

http://www.solidnet.org/cgi-bin/agent?news/035vietnam7nov07.doc

 


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 28 اسفند1387 ساعت 0:52 | لینک ثابت |

اما به امید آمدنت تا لحظه ی مرگ می مانم

درتمام لحظات تنهایی ام که گویی پایان نخواهد یافت

 

تنها به تومی اندیشم

 

به توکه احساس مرانادیده نخواهی گرفت ومراقبل ازآنکه درمرداب اندوه

 

 غرق شوم نجات خواهی داد.عشق مراخواهی ستود ودرباغ کوچک قلبم ؛

 

گل امیدخواهی کاشت.

 

تنهاچیزی که برایم ارزشمنداست توهستی .

 

تویی که نمی توانم حتی درخیالم به بی توبودن

 

 حتی برای یک لحظه ی کوتاه فکرکنم.

 

می دانم تاکی باید صبرکنم اما دوباره صبرمی کنم چون عادت کرده ام

 

یاد بگیرم غیرازصبرکردن وتسلی یافتن باخاطرات زیبایت چاره ای ندارم .

 

نیامدنت قلبم راسخت می فشارد

 

اما به امید آمدنت تا لحظه ی مرگ می مانم

 

 یا توخواهی آمد یا دراغوش مرگ تا ابد خواهم خوابید


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 10 بهمن1386 ساعت 18:45 | لینک ثابت |

برای ما توضیح دهید که مفهوم واژه ی سوسیالیست چیست ؟

 

سوسیالیسم می تواند دو مفهوم داشته باشد ومعمولا در میان ما دو معنی دارد . یعنی اینکه سوسیالیسم هم نام یک نوع جامعه ی جدیدی است که خطوط کلی ان ترسیم شده و هم نام جنبشی است که در این راستا تلاش می کند .

 

 

ماهیت جامعه ی مورد نظر چیست ؟

 

ما نظامی اجتماعی را مد نظر داریم که بر مبنای مالکیت عمومی بر ابزار تولید ، ریشه کن ساختن کسب بهره ی خصوصی از ابزار تولید ، ملغی ساختن نظام اجرت و امحای جامعه ی طبقاتی پایه ریزی شده باشد .

 

 

منظورتان از "حکومت سرمایه داری " چیست ؟

 

منظور ما نوعی از حکومت است که از جامعه ای مبتنی بر مالکیت خصوصی بر ثروت کشور و ابزار تولید سربر می اورد و چنین حکومتی در مجموع از منافع همان طبقه ی سرمایه دار دفاع می کند .

 

 

 

چه بر سر سرمایه دارانی که ثروت خود را از دست می دهند خواهد امد ؟

 

طبق نظریه ی ما همه ی شهروندان به طور مساوی از امکانات موجود در جامعه منتفع خواهند شد . این موضوع هم در مورد سرمایه داران اسبق صادق است و هم در مورد کارگران و...

 

 

 

هنگامی که از واژه ی " ثروت مولد " استفاده می کنید ، ایا مقصودتان هرگونه مایملکی است که به یک فرد تعلق می گیرد ؟

 

خیر! هنگامی که در باره ی ابزار تولید یعنی ثروت کشور صحبت می کنیم مقصودمان ثروتی است که برای تولید مایحتاج مردم بکار می اید نظیر صنایع ، راه اهن ، معادن و چیز های دیگر

سوسیالیست های مارکسیست هرگز در نظر نداشته اند که مالکیت خصوصی افراد بر اثاثیه شخصی شان ملغی شود . بلکه ، منظورمان چیزهایی است که وجودشان برای تولید مایحتاج مردم ضروری است . چنین چیزهایی باید به تمامی مردم تعلق داشته باشند .

 

 

 

بر سر کسبه ی خرده پا که کارگری در استخدام ندارند چه خواهد امد ؟

 

معتبر ترین نظریه ی مارکسیستی در این زمینه که در زمان انگلس تا کنون اعتبار خود را حفظ کرده مبتنی بر عدم دخالت حکومت در امور خرده مالکین است . چنین مالکینی استثمارگر نیستند . باید به انها اجازه داده شود که مزرعه ، اموال جزیی و صنایع دستی خود را حفظ کنند . مگر اینکه خودشان پس از بررسی عملکرد مزارع اشتراکی قانع شوند و داوطلبانه با مزرعه ی خود به مزارع اشتراکی بپیوندند . فقط در این صورت اشتراکی کردن مزارع کوچک مجاز خواهد بود .

تا زمانی که اینگونه کشاورزان به مزارع اشتراکی نپیوسته اند حکومت موظف است از طریق تضمین قیمت مناسب برا محصولاتشان و تامین کود و اعتبار مالی از انان حمایت کند و در مجموع به نحوی عمل کند که نشان دهد حکومتی است که از منافع انان دفاع می کند و انان را زیر بال خود می گیرد .


نوشته شده توسط پیشرو در شنبه 10 شهریور1386 ساعت 23:7 | لینک ثابت |

قانون ارزش اضافی

تولید و تجدید تولید " ارزش اضافی " ماهیت و جوهر مکانیسم سیستم سرمایه داری و استثمار نیروی کار است . کارل مارکس در " سرمایه " خصلت درونی و پنهان شیوه ی تولید سرمایه داری یعنی تولید و تجدید تولید ارزش اضافی را برای اولین بار آشکار ساخت . افشای " راز تولید سرمایه داری " دومین کشف مارکس در کنار کشف اول ، یعنی درک ماتریالیستی از تاریخ ، بود که سوسیالیسم را به علم تبدیل نمود.

در شرایط تولید سرمایه داری ، به علت تکامل نیروی مولده ، وسایل کار و تقسیم کار، بار آوری کار در سطح بالائی قرار دارد ،لذا یک کارگر قادر است مثلا در مدت 4 ساعت ارزشی معادل ارزش نیروی کارش تولید کند . کافی است که یک کارگر بخش کوچکی از روز را کار کند (مثلا 4 ساعت )تا مجموع وسایل معیشت لازم برای نگاهداری خود و تجدید نیروی کارش را برای تمام مدت روز تولید کند . ولی اینکه ارزش 4 ساعت کار برای زندگی 24 ساعته ی کارگر ضرور است ، بهیج وجه مانع از آن نیست که وی تمام روز را کار کند . بعبارت دیگر،

" کار گذشته ای که در نیروی کار نهفته است و کار زنده ای که این نیرو می تواند انجام دهد ، مخارج نگاهداری روزانه ی این نیرو و مصرفی که روزانه از این نیرو می شود کرد ، در مقدار کاملا متفاوت هستند."

ارزش نیروی کار معادل 4 ساعت کار است ولی همین نیروی کار می تواند معادل 12 ساعت کار ارزش به وجود اورد . تمام ویژگی نیروی کار انسان هم در این خصلت ارزش افزائی آن است . نیروی کار آن ارزش مصرف ویژه ای است که بیشتر از ارزش خود ارزش می آفریند:

" هنگامی که سرمایه دار نیروی کار را می خرد همین اختلاف ارزش را در نظر دارد"

سرمایه دار نیروی کار را در بازار می خرد ، در ازای فروش نیروی کارش کارگر حقوقی از او دریافت میکند که معادل ارزش نیروی کارش یعنی مخارج نگاهداری و تجدید تولید ان می باشد . از آن پس ، ارزش مصرف نیروی کار دیگر متعلق به کارگر نیست بلکه ازآن خریدار است ،همانطور که ارزش مصرف نفت فروخته شده مال نفت فروش نیست بلکه متعلق به خریدار نفت است . یک روز کارگر را در نظر بگیریم : سرمایه دار ارزش روزانه ی نیروی کار را به کارگر می پردازد . از ان پس استفاده از نیروی کار در تمام مدت روزانه ی کار به وی تعلق دارد . سرمایه دار این نیروی کار را در تمام مدت روز به کار می اندازد .

در 4 ساعت اول کار کارگر ارزشی معادل ارزش نیروی کارش تولید می کند . اگر همین جا کار متوقف شود نه خریدار نیروی کار می تواند سودی به جیب زند و نه کارگر استثمار شده است . ولی سرمایه دار کارگر را بیش از 4 ساعت به کار وا میدارد و در واقع 12 ساعت از او کار میکشد . در 8 ساعت کار اضافی ، کارگر مجانا برای سرمایه دار کار می کند در همین 8 ساعت کار اضافی (کار رایگان برای سرمایه دار ) است که کارگر ارزشی اضافه بر ارزش نیروی کارش تولید می کند ، ارزشی که " ارزش اضافی " ( یا " اضافه ی ارزش " ) نام دارد.

پس ارزش اضافی ارزشی است که کارگر در جریان پروسه ی تولید اضافه بر ارزش نیروی کارش تولید می کند و بطور رایگان توسط سرمایه دار تصاحب وغصب می گردد . ارزش اضافی بنابر این محصول کاری است که بابت ان کارگر پولی از سرمایه دار دریافت نمی کند . هدف بلاواسط تولید سرمایه داری تولید اضافه ارزش است . جوهر و ماهیت سیستم سرمایه داری تولید اضافه ارزش و تجدید تولید آن است . تولید و تجدید تولید اضافه ارزش قانونمندی اساسی اقتصاد سرمایه داری است .

مارکس با افشای راز تولید سرمایه داری ، یعنی تولید ارزش اضافی ، ثابت کرد که تصاحب کار مجانی شکل اصلی شیوه ی تولید سرمایه داری و همراه با آن استثمار کارگران است . با کشف راز استثمار سرمایه داری مکانیسم اساسی تولید سرمایه و سیستم مبتنی بر آن توضیح داده شد . بدین ترتیب ، راه حل نابسامانی ها و تضادهای جامعه ی سرمایه داری نیز بدست آمد : تضاد بین کار و سرمایه ، پرولتاریا و بورژوازی ، تضاد آشتی ناپذیر سیستم سرمایه داری بوده و بطور اجتناب ناپذیر به تصادم میان این دو طبقه و انقلاب پرولتاریائی می انجامد .

شکل وشیوه ای که با آن اضافه کار ( اشکال مختلف کار رایگان ) از تولید کننده ی مستقیم ربوده می شود ، ساخت های اقتصادی _اجتماعی مختلف را از یکدیگر متمایز می سازد . در جوامع ماقبل سرمایه داری ،استثمار انسان از انسان به شکل آشکاری انجام می پذیرفت . تصاحب مازاد تولید توسطبرده دار یا فئودال بطرز خیلی بارز و محسوسی صورت می گرفت کار بردگی در نظام برده داری ، بیگاری و یا پرداخت بهره ی مالکانه به ارباب فئودال در نظام فئودالی سرواژ. ولی برعکس در جامعه ی سرمایه داری ، غصب مازاد توسط سرمایه دار یا تصاحب اضافه کار پرولتر توسط صاحب سرمایه به شکل پنهان و مخفی انجام می گیرد . ایدئولوژی حاکم در رژیم سرمایه داری ، یعنی ایدئولوژی بورژوازی ، اینطور وانمود می کند که دستمزدی که به کارگر می دهد معادل بهای کار او است . وقتی می گوییم مزد بهای کار است ( و نه بهای نیروی کار ) بدان معنی نیست که کارگر برابر کاری که انجام داده مزذ گرفته است . درحالیکه چنانچه دیدیم در روزکار باید به درستی بین مدت زمان کاری که طی آن کارگر ارزشی برابر با ارزش نیروی کارش تولید می کند و مدت زمان اضافی که طی آن کارگر ارزش اضافی ای که به خودش تعلق نمی گیرد تولید می کند فرق گذاشت. اما سرمایه دار به نفعش است که این اصطلاح " دستمزد = بهای کار " را بکار برد زیرا اینطور نشان می دهد که مزد کارگر را مطابق تمام کاری که انجام داده پرداخته است در حالیکه حقیقت اینطور نیست.

این اصطلاح " بهای کار " پرده ی مطلوبی است که استثمار را پنهان کرده و ارزش اضافی را مخفی می سازد .

 


نوشته شده توسط پیشرو در شنبه 10 شهریور1386 ساعت 23:6 | لینک ثابت |

نابود باد امپرياليزم و ارتجاع – زنده باد سوسياليسم

دنیا بدون فراخوان سوسیالیسم، بدون امید سوسیالیسم، و بدون "خطر" سوسیالیسم به چه منجلابی بدل خواهد شد


نوشته شده توسط پیشرو در جمعه 9 شهریور1386 ساعت 16:10 | لینک ثابت |

دموکراسی

دموکراسی

 

دموکراسی شکلی از قدرت سیاسی است که تبعیت اقلیت از اراده ی اکثریت و به رسمیت شناختن آزادی و مساوات میان افراد (شهروندان) را بیان میکند . بورژوازی در تعریف خود از دموکراسی فقط به جنبه ی ظاهری این تعریف از دموکراسی بسنده میکند و مفهوم دموکراسی را به شکل مجرد و جدا از شرایط اقتصادی _اجتماعی و اوضاع مشخص جامعه در نظر میگیرد . بنابراین بناچار دست به ایجاد مفاهیمی مثل " دموکراسی خالص " و غیره میزند که این مفاهیم از طرف رفرمیست ها و اپورتونیست ها نیز تبلیغ میشود .

در کلیه ی جوامع طبقاتی ، دموکراسی شکلی از دیکتاتوری است که به وسیله ی طبقه ی مسلط اعمال میگردد و بنابراین دارای خصلت طبقاتی است . در حقیقت ، دموکراسی فقط برای اعضای طبقه ی مسلط جامعه وجود دارد و کل این طبقه نسبت به بقیه ی طبقات جامعه دیکتاتوری اعمال میکند . مثلا در دموکراسی برده داری جامعه آتن در عهد باستان ،   دموکراسی فقط در میان برده داران  متعلق به طبقه ی حاکم وجود داشت در حالیکه همین طبقه ی حاکم برده دار خشن ترین دیکتاتوری ها را نسبت به طبقه ی بردگان اعمال می نمود .

در یک جامعه ی بورژوائی نیز طبقه ی بورژوا از دموکراسی و نهادهای آن بعنوان ابزاری برای حاکمیت سیاسی خود استفاده میکند . بورژوازی یک قانون اساسی ایجاد میکند ، پارلمان و سازمان های دیگر بوجود می آورد و تحت فشار خلق ، انتخابات عمومی و آزادی های سیاسی ظاهری را می پذیرد . اما امکانات توده های خلقی برای استفاده از کلیه ی این حقوق دموکراتیک در هر زمینه ای کاملا محدود است . دستگاه دموکراتیک یک جمهوری بورژوازی به نحوی سازمان یافته و طرح ریزی شده است که بتواند کلیه ی فعالیت های سیاسی طبقه ی کارگر و سایر زحمتکشان را فلج نموده و اینان را در خارج از حیطه ی فعالیت های سیاسی نگاه دارد . و هر گاه که شرایطی فراهم اید تا توده ها منافع بورژوازی را به خطر اندازند بورژوازی حتی به نهاد ها و معیار های خود نیز پایبند نمی ماند و با کلیه ی وسایل به سرکوب ضد انقلابی طبقه ی کارگر و سایر توده های خلقی می پردازد . بعبارت دیگر حتی برای اجرا و تحقق همین حقوق ظاهرا دموکراتیک هیچگونه تضمین جدی و واقعی برای توده های خلقی وجود ندارد .


نوشته شده توسط پیشرو در جمعه 9 شهریور1386 ساعت 16:7 | لینک ثابت |

انترناسیونالیسم پرولتاریائی

انترناسیونالیسم پرولتاریائی

 

انترناسیونالیسم پرولتاریائی ایدئولوژی پشتیبانی بین المللی پرولتاریا و خلق های زحمتکش همه ی کشورها از یکدیگر است و یکی از پایه های ایدئولوژیکی اساس طبقه ی کارگر و احزاب رهبری کننده پرولتری را تشکیل میدهد . نظریه ی انترناسیونالیسم پرولتاریائی برای نخستین بار توسط مارکس و انگلس در مانیفست حزب کمونیست ارائه گردیدو نشان داد که کارگران همه ی کشورها در مبارزه ی خود برای رهاییاز قیود سرمایه داری دارای منافع مشترک اند . جوهر انترناسیونالیسم پرولتاریائی در شعار" کارگران همه ی کشورها متحد شوید " بیان شده است . طبقه ی کارگر هر کشوری نمی تواندمبارزات خود را جدا از مبارزه ی کارگران سایر کشورها در نظر بگیرد ، زیرا دشمن وی نه تنها طبقه ی بورژوازی کشور خودی بلکه بورژوازی کشورهای دیگر نیز هست . ضرورت اتحاد کارگران کلیه ی کشور ها و منافع مشترک کلیه ی انقلابات پرولتاریائی در مقابل ارتجاع جهانی از همین جا ناشی میشود

عشق پرولتاریابه کشورش و خواست وی برای آزاد کردن آن از قید استثمار بورژوازی و ایجاد جامعه ای بدون طبقه وبدون استثماربه شکل ناگسستنی با مبارزه ی پرولتاریایسایر کشورها وبه پشتیبانی انترناسیونالیستی آنها وابسته است و پیروزی ان به نوبه ی خودبه پیشبرد انقلاب در سطح جهانی  و شکست هرچه بیشتر بورژوازی و ارتجاع جهانی یاری میرساند .

انترناسیونالیسم پرولتری راستین با هر گونه تبعیض آمیز به کشورهای کوچک و بزرگ و هر گونه رفتار یا عملکرد " قدرت بزرگ " و یا سیادت طلبانه ای که تحت لوای " انترناسیونالیسم پرولتری " به دروغ صورت میگیرد بکلی بیگانه است ، و معتقد است که هر ملتی به سهم خود در امر ساختمان و تکامل فرهنگ بشری  سهیم است . از سوی دیگر، انترناسیونالیسم پرولتری با هرگونه تمایلات ناسیونالیستی تنگ نظرانه ی بورژوائی و خرده بورژوائی و نیز گرایشان " جهان وطنی " که بی توجهی و لا قیدی کامل به منافع ملی را تبلیغ میکند مغایرت کامل دارد زیرا این "جهان وطنی " همچون انترناسیونالیسم کاذب یک تئوری ارتجاعی است که از جانب بورژوازی تبلیغ میگردد و خواستار یک حکومت جهانی است که طبیعتا چیزی به معنای سلطه ی امپریالیسم جهانی بر خلق ها و ملت های مختلف جهان نیست .


نوشته شده توسط پیشرو در جمعه 9 شهریور1386 ساعت 16:6 | لینک ثابت |

صلح

 

نمی توان از صلح سخن گفت تا ملزومات تحقق صلح فراهم نگردد. صلح درجامعه ای تحقق میابد که ماده ومصالح منازعه وجنگ در آن وجود نداشته باشد. فاصله طبقاتی وجود نداشته باشد. تبعیض ملی ، مذهبی ، نژادی ، جنسی و... درمیان نباشد. حقوق انسانی واجتماعی همه شهروندان یکسان رعایت شود.آزادی زند گی برای همه افراد تضمین شود. جامعه ای سالم آزاد وا نسانی که بر پایه صلح ودوستی میان انسانها استوار گردد. تلاش برای ایجاد چنین جامعه ای اند یشه وزندگی بشریت متمدن را تشکیل میدهد. در سایه صلح شوروشوق زندگی پا برجاست ،عشق ومحبت به یکدیگر درمیان انسانها موج میزند،همه باهم در کارند برای یک زندگی سرشار از آسایش وخوشبختی، رفاه درسایه صلح وهمبستگی میسرمیشود .

  

نظام سرمایه داری جهانی نظام بی عدالتی هاست.این نظام برپایه استثماربناست. ماحصل این سیستم تبدیل جامعه بشری به اکثریتی فقیرواقلیتی ثروتمند میباشد.

http://www.mashal.org


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 7 شهریور1386 ساعت 0:53 | لینک ثابت |

(دست‌آوردهاي عظيم کوبا در عرصه‌هاي مختلف است)

زنده باد انقلاب کوبا(دست‌آوردهاي عظيم کوبا در عرصه‌هاي مختلف است)

 

مردم کوبا در روز اول ژانويه، چهل و پنجمين سالگرد انقلاب خود را جشن گرفتند. آن‌ها حتا در شادي اين سالگرد تاريخي هم، از توطئه هاي آمريکا غافل نمانند. آمريکايي که هيچ‌گاه نتوانسته است واقعيت وجود يک حکومت سوسياليستي را در 150 کيلومتري سواحل خود، بپذيرد. کوبا در سال 2003، درگير مقابله همه‌جانبه با اقدامات تحريک‌آميز و توطئه‌هاي دولت بوش بود. جديدترين پرده در توطئه‌هاي مستمر آمريکا عليه کوبا، اتهام بي‌پايه توليد سلاح‌هاي بيولوژيک به کوباست. جورج بوش،  شخصا در اين تبليغات جديد عليه کوبا، درگير بوده است. او در سخنراني پس از سخنراني، کوبا را هدف قرار داده و با نخوت عزم خود را براي پايان دادن به سوسياليسم واحياي «دموکراسي بازار آزاد» در آن جزيره، اعلام کرده است.

 

تبليغات‌چي‌هاي امپرياليسم و چپ‌هاي مرعوب، در سرمستي تبليغاتي خود در پي فروپاشي شوروي و عقب‌نشيني سوسياليسم در اروپاي شرقي،  سرنوشت مشابهي را براي کوبا پيش‌بيني مي‌کردند. اما مردم کوبا با همه اين تبليغات مقابله کردند و آن روياهاي بد‌انديشانه و بد‌خواهانه را نقش بر آب ساختند. انقلاب کوبا زنده است و هم‌چنان استوار و سترگ به رشد خود ادامه مي دهد.

 

مردم کوبا که قبل از انقلاب 1959 مصائب عظيمي را متحمل شده و قربانيان فراواني داده بودند، طي 45 سال گذشته توانسته‌اند همه اقدامات و توطئه‌ها  براي سرنگوني انقلاب و دست‌آوردهاي آن را شکست دهند. انقلاب به زندگي آن‌ها معنا و مفهوم تازه‌اي بخشيده است و به همين دليل است که مردم کوبا باهمه توان خود از آن دفاع مي‌کنند.

 

در زمان پيروزي انقلاب کوبا در اول ژانويه 1959، شرايط جهاني با آنچه که امروز وجود دارد، کاملا متفاوت بود. در ابتدا، حتي ايالات متحده هم،  دولت جديد را سريعا به رسميت شناخت. تنها پس از شروع  مصادره اموال شرکت‌هاي آْمريکايي (به‌ ويژه شرکت يونايتد فروت) از طرف دولت جديد به رهبري فيدل کاسترو بود که مخالفت آمريکا با انقلاب کوبا آغاز شد. در پي تحريم فروش نفت از طرف آمريکا به کوبا، کوبا يک قرارداد خريد نفت با اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي امضا کرد. خودداري پالايشگاه‌هاي آمريکايي مستقر در کوبا از تصفيه نفت وارداتي از شوروي، به ملي‌شدن آن‌ها انجاميد. دولت آيزنهاور بلافاصله پس از ملي‌شدن پالايشگاه‌هاي آمريکايي در کوبا، روابط ديپلماتيک خود را با کوبا قطع کرد. متعاقبا روابط کوبا با اتحاد شوروي رو به گسترش نهاد و چندين قرارداد دوجانبه بين آن‌ها امضا شد.

 

رسانه‌هاي سرمايه‌داري اغلب کوبا را به‌ عنوان يک ديکتاتوري سرکوبگر و مبتلا به مجموعه‌اي از مشکلات توصيف مي کنند. آن‌ها از کاه حوادث پراکنده، کوه ساخته و تصويري مغاير با واقعيات ترسيم مي کنند. آنچه که در رسانه‌هاي تحت کنترل امپرياليسم ناگفته مي ماند، دست‌آوردهاي عظيم کوبا در عرصه‌هاي مختلف است.

 

بهداشت، درمان و آموزش، همچنان از اولويت‌هاي انقلاب کوبا به شمار مي روند. بعد از انقلاب نيمي از پزشکان کوبا (3000 نفر) همراه با بخش‌هاي مرفه جامعه، کشور را ترک کردند. کوبا در حال حاضر با 67 هزار پزشک (20 برابر تعدادي که کشور را ترک کردند) در سراسر جهان بيشترين تعداد پزشک نسبت به جمعيت را داراست. در کوبا براي هر 169 شهروند يک پزشک وجود دارد. تعداد بيمارستان‌هاي کوبا که در سال 1985، 97 بود، امروز به 267 بيمارستان افزايش يافته است. نرخ مرگ و مير که قبل از انقلاب 60 در هزار بود، به 5/6 در هزار کاهش يافته است.  ميزان مرگ و مير در کوبا، از همه کشورهاي جهان سوم و بسياري از کشورهاي پيشرفته سرمايه‌داري، کمتر است. در ايالات متحده اين نرخ 8 در هزار است.  در 45 سال گذشته، متوسط عمر شهروندان کوبا از 55 سال به 79 سال افزايش يافته است. در کوبا بهداشت و درمان، همه جراحي‌ها، حتا عمل پيوند عصب براي بيماران مبتلا به پارکينسون، رايگان است.

 

در کنار بهبود خدمات بهداشتي ـ درماني، يکي از علل اصلي افزايش متوسط عمر شهروندان  کوبا، بهبود تغذيه توده‌هاست. عليرغم تحريم و محاصره اقتصادي جنايت‌کارانه‌اي که کوبا را هدف قرار داده، اين کشور توانسته است، تغذيه مناسب شهروندان خود را تأمين کند. هر کودک کوبايي، روزانه يک ليتر شير رايگان دريافت مي کند.  کوبا هزاران پزشک، کارشناس و متخصص بهداشت  و درمان را جهت کمک، به کشورهاي ديگر اعزام کرده و در زمينه اعزام تيم‌هاي پزشکي حتا از سازمان بهداشت جهاني هم پيشي گرفته است. در حال حاضر بالغ بر 2000 پزشک کوبايي در بالغ بر50 کشور جهان، منجمله برزيل، ونزوئلا و آنگولا به خدمت و فعاليت مشغولند.

 

در عرصه آموزش هم دست‌آوردهاي کوبا خيره کننده است. کوبا بيشترين تعداد آموزگار نسبت به جمعيت را در جهان دارد. در کوبا براي هر 20 دانش آموز يک آ موزگار وجود دارد. قبل از انقلاب،  در سال 1985، 30 درصد مردم کوبا بيسواد بودند. مبارزه با بيسوادي يکي از اولين اقدامات دولت انقلابي بود. بالغ بر270 هزار گروه داوطلب جهت مبارزه با بيسوادي به سراسر کشور اعزام شدند. در اين پيکار اجتماعي، به زنان و مناطق روستايي توجه خاص مي شد. فيدل کاسترو در سال 1960 طي سخنراني خود در سازمان ملل اعلام کرد: «کوبا اولين کشور در قاره آمريکاست که به زودي  بيسوادي را ريشه کن خواهد کرد.» کوبا به حرف خود عمل کرده است. در حال حاضر نرخ بيسوادي در کوبا حدود 2/0 يک درصد است که اغلب آن‌ها را سالمندان تشکيل مي دهند.

 

يکي از برجسته‌ترين دست‌آوردهاي انقلاب کوبا، پيشرفت چشمگير در مبارزه با تبعيض عليه زنان بوده است. در سال 1960،  تنها 7 درصد زنان کوبا شاغل بودند و اکثر آن‌ها هم در قبال دستمزدهاي ناچيز درخانه‌هاي ثروتمندان کار مي‌کردند. دولت انقلابي بلافاصله برنامه‌هايي را جهت آموزش زنان و آماده‌کردن آن‌ها براي کار در بيرون از محيط وعرصه‌هاي سنتي، به مرحله اجرا گذاشت. در حال حاضر متوسط دستمزد و حقوق زنان در کوبا برابر با دستمزد و حقوق مردان بوده و اکثريت دانشمندان آن کشور را زنان تشکيل مي دهند.

 

هستند افرادي که ضمن پذيرش پيشرفت‌هاي کوبا در عرصه‌هاي آموزش و بهداشت اشاره مي کنند که اقتصاد کوبا از رشد چشم‌گيري برخوردار نبوده است. يافتن علل اين وضعيت چندان دشوار نيست. اولا، انقلاب کوبا در يک کشور عقب‌مانده رخ داد. ثانيا، پس از انقلاب واز سال 1960 تا کنون، کوبا مورد تحريم و محاصره اقتصادي آمريکا قرار داشته است. قبل از انقلاب، کل تجارت کوبا با آمريکا بود و اقتصاد آن بر تأمين شکر مورد نياز آمريکا و پذيرايي از آمريکايي‌هايي استوار بود که براي تفريح و تعطيلات به آن کشور مسافرت مي کردند. بين سال‌هاي 57 ـ 1954،  5/64 درصد صادرات و 5/ 73 درصد کل واردات کوبا، با آمريکا بود. با ورود اتحاد شوروي وکشورهاي سوسياليستي اروپاي شرقي، اقتصاد کوبا متکي به آن‌ها شد. با اين وجود، پس از فروپاشي اتحاد شوروي،  شرايط جديدي بوجود آمد و کوبا با بهرگيري از روش هاي جديد توانست بر بحران ناشي از آن فائق آيد. توجه به بازسازي صنعت جهانگردي واتکا بر پزشکان و دانشمندان کوبايي براي ايجاد يک بخش پيشرو اقتصاد در زمينه بيوتکنولوژي، از پيشرفت‌هاي اقتصادي کوبا در يک دهه اخير بوده است.  انقلاب کوبا هيچ‌گاه در بند نسخه برداري از هيچ  مدلي نبوده و پيوسته کوشيده است سوسياليسم را با توجه به واقعيات کوبا بنا کند. فيدل کاسترو به درستي گفته است: «راز و رمز انقلاب، اجتناب از دگماتيسم است.»

کوبا همچنان مشعل درخشاني براي همه مردم آمريکاي لاتين است که در نتيجه سياست‌هاي نئوليبرالي تحميلي از جانب آمريکا و سرمايه مالي بين‌المللي در فقر و دشواري‌هاي اجتماعي بي‌سابقه‌اي به سر مي برند.

 

بر خلاف ميل و خواست آمريکا، کوبا در آمريکاي لاتين دوستان جديدي بدست آورده است.  شکست نيروهاي مخالف چاوز در ونزوئلا  و پيروزي لوييس اولا دسيلوا در برزيل، به نيرويي الهام‌بخش براي مبارزه عليه سياست‌هاي جهاني‌سازي امپرياليستي و آزادسازي اقتصادي تبديل شده است. کوباي انقلابي منبع الهام براي نيروهاي ضدامپرياليست و همه کساني است که براي عدالت،  سوسياليسم  و صلح مبارزه مي‌کنند.

 

          


نوشته شده توسط پیشرو در پنجشنبه 1 شهریور1386 ساعت 0:51 | لینک ثابت |

حقیقت

حقیقت

 

حقیقت عبارت است از بازتاب درست جهان عینی در جهان ذهنی . حقیقت مجموعه شناخت های

علمی است که از طریق بازتاب صحیح جهان عینی و قوانین حاکم بر آن ، توسط ایده های انسانی

حاصل شده است .


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 31 مرداد1386 ساعت 14:20 | لینک ثابت |

مذهب

مذهب

 

اگر چه در طول تاریخ مواردی دیده شده که خلق های زحمتکش از مذهب برای سازماندهی وتکامل

نیروهای خود بمنظور مبارزه علیه طبقات حاکم ارتجاعی استفاده کرده اند ، معهذا در تحلیل نهایی ، در

جوامع طبقاتی مذهب در خدمت طبقات مسلط قرار میگیرد .

مذهب تفکرات خرافی را بین انسان ها رواج داده ،چنین تبلیغ میکند که در زندگی فعلی باید بر شرایط

تمکین کرده ، قانع بود تا پاداش خود را در زندگی آینده دریافت کرد . مذهب بر این عقیده است که زندگی

در سرنوشت تثبیت میشود و باید با کمال میل ستم و استثمار طبقات حاکم ارتجاعی را پذیرفت و زندگی

و سرنوشت برده وار موجود را پذیرفت و خوشنود بود و علیه این شرایط عصیان نکرد . چنین است که

مذهب با مسموم ساختن اذهان توده های خلقی ، عملا به کمک طبقات قدرتمند شتافته ، سلطه ی ارتجاعی آنان را تقویت می نماید .


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 31 مرداد1386 ساعت 14:19 | لینک ثابت |

مساله ی ملی

مساله ی ملی

 

مساله ی ملی یعنی مساله ی آزادی یک ملت و شرایطی که در آن بتواند آزادانه به

شکوفائی و تکامل خود دست یابد . از آنجا که محتوی و اهمیت مساله ی ملی در دوران

های مختلف یکسان نیست ، لذا باید به این مساله برخوردی تاریخی شود . در دوران

ظهور و پیدایش ملت ها ، مساله ملی واژگونی فئودالیسم و رهائی از قید سلطه ی ملت

خارجی و تشکیل دولت ملی خودی را در بر داشت . در عصر امپریالیسم ، مساله ی ملی به

یک مساله ی بین دولت ها تبدیل شده و با مساله ی عام تر رهائی خلق های تحت سلطه ی

استعمار در هم آمیخته وتا حد مساله ی استعمار و نواستعمار یعنی انقیاد ملت ها بوسیله ی

امپریالیسم تکامل و بسط یافته است . زیرا در دوران امپریالیسم است که نظام مستعمراتی

در سرتا سر جهان ریشه دوانده و با تقسیم ملت ها به ملت های مسلط و ملت های تحت

انقیاد ، امپریالیسم بصورت بزرگترین سرکوبگر و استثمارگر خلق ها و ملت ها و سد

اصلی رشد و شکوفائی جوامع آنها در آمده است .

اکنون در بسیاری از کشورها تحت سلطه ، وظیفه ی پرولتاریا و احزاب کمونیست

است که با بسیج توده ها و متحد ساختن کلیه ی نیرو های ممکن ، رهبری مبارزه ی

دموکراتیک و ملی کشور را بدست گرفته و از طریق نابودی طبقات ارتجاعی حاکم و

پایان دادن به سلطه ی امپریالیسم در راه استقرار جامعه ای که دور نمای آن سوسیالیسم و

کمونیسم است گام برداشته و شرایط لازم برای حاکمیت خلق و رهائی و شکوفائی ملیت

های گوناگون و ریشه کن ساختن ستم ملی را فراهم نمایند .

کلیه ی مارکسیست های بزرگ نشان داده اند که چگونه مساله ی ملی در چارچوب

یک نظام استثماری سرمایه داری و یا فئودالی غیر قابل حل باقی می ماند و فقط با

استقرار یک جامعه ی سوسیالیستی است که برابری و برادری کامل میان ملت های

مختلف تحقق می یابد و ملت ها می توانند در راه شکوفائی کلیه ی ارزش های ملی خود

که در زمان سرمایه داری مورد تحقیر و سرکوب واقع شده اند ، گام بردارند . در جامعه ی

سوسیالیستی، هر ملتی حق تعیین سرنوشت خویش را بدست اورده و میتواند مستقلا راه

تکامل اینده ی خویش  را تعیین نماید و در درون یک کشور که از ملیت های گوناگون

نیز تشکیل شده باشد ، یک ملیت یا خلق سابقا ستمکش حق تعیین سرنوشت خود را تا

حق جدائی کامل بدست می آورد . در این جامعه ، اتحا ملت ها بر پایه ی آزادی کامل

و بر پایه ی احترام متقابل استوار می گردد .

ایدئولوگ های سرمای داری و امپریالیسم همواره موعظه میکنند که تنها راه حل

مساله ی ملی انزوا و جدائی و تفکیک ملت ها است و به طرق گوناگون به دشمنی میان

ملت ها دامن زده  و سلطه ی یک ملت را بر ملت دیگر توجیه و تبلیغ میکنند . اما انقلابات

پیروزمند سوسیالیستی یک راه حل انقلابی دیگری را که راه حل ادعایی ایدئولوگ های

سرمایه داری را کاملا نفی میکند طرح وا اجرا نموده اند . این راه حل همان نابودی

سرمایه داری واستقرار سوسیالیسم ، لغو کامل سرکوب ملی و استقرار روابط دوستانه

و برادرانه  میان ملت ها ، بر پایه ی برابری و احترام متقابل میان انها در جامعه ی

سوسیالیستی و کوشش هر چه بیشتر برای از میان بردن نابرابری های اقتصادی و

فرهنگی که از جامعه ی کهن به یادگار مانده است ، می باشد .

 

کتاب مبانی و مفاهیم مارکسیسم

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 31 مرداد1386 ساعت 1:12 | لینک ثابت |

‮«‬چپ‮» ‬و زمينهء پيدائی آن در افغانستان

http://www.peykarandeesh.org/afghanestan/LatifPedram-Jonbeshe-chap.html
نوشته شده توسط پیشرو در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 1:25 | لینک ثابت |

قرن ما ، صدف نیست ،

ماسه است ...

غزل نیست ،

حماسه است ...

                                

                                     کارو


نوشته شده توسط پیشرو در جمعه 26 مرداد1386 ساعت 22:30 | لینک ثابت |

پیام ما

1 دولتهای ثروتمند و موسسات بين‌المللی مثل صندوق بين‌المللی پول، علايق تجاری و سياسی را ورای حقوق بشر قرار داده‌اند.

 

2 در اکثر کشور هاي جهان سوم ورود تمدن مدرن به صورت يک هدف سياسي و براي نوعي سلطه جويي قدرت‌هاي غربي بر جهان سوم در آمد.

 

3 ایالات متحده و بریتانیا که نوعی مانور جنگی برای آمادگی و آزمایش حمله به مردم ایران را با دست جنایتکارانه ی اسرائیل و رهبر حزب الله ، علیه مردم لبنان و اسرائیل پیش بردند ، باید بدانند که ما قاطعانه علیه توطئه جنگ با مردم ایران خواهیم ایستاد و در مبارزه علیه هر دوسمت توطئه ، لحظه ای از حرکت باز نخواهیم ماند . همانگونه که در همه تجاوزهای امپریالیستی ، در دفاع از خلق های تحت ستم جهان ، چنین می کنیم .

 

4 هر گونه حمله نظامی به مردم ایران را علیه مبارزات آزادیخواهانه ی مردم ایران ، علیه کمونیست ها ، علیه دموکرات ها و ملی گرایان غیر وابسته ارزیابی می کنیم و بر آنیم که جنگ های امپریالیستی علیه ملت هاست ، نه دولت ها.


نوشته شده توسط پیشرو در جمعه 26 مرداد1386 ساعت 22:29 | لینک ثابت |

آنان که ایستاده مردند

می توانستم شاعری باشم
ولگردِ قمارخانه های بوينس آيرس
مَحفِل نشينِ خواب و زن و امضاء وُ
اعتياد.
نوحه سرايِ گذشته های مُرده
گذشته های دور
گذشته های گيج.

اما تا کی... ؟

از امروز گفتن وُ
برای مردم سرودن
دشوار است،
و ما می خواهيم
از امروز و از اندوهِ آدمی بگوييم
و غفلتی عظيم
که آزادی را از شما ربوده است.

می توانستم شاعری باشم
بی درد، پُرافاده، خودپسند،
پرده بردارِ پتيارگانی
که بر ستمديدگانِ ترس خورده
حکومت می کنند.

می دانم!
گلوله را با کلمه می نويسند،
اما وقتی که از کلمات
شَقی ترين گلوله ها را می سازند،
چاره چريکی چون من چيست؟

کلمات
راهگشایِ آگاهیِ آدمی ست
و ما نيز
سرانجام
بر سر ِ معنایِ زندگی متحد خواهيم شد:
کلمه، کلمه نجات!
مردم
ترانه ای از اين دست می طلبند

نوشته شده توسط پیشرو در جمعه 26 مرداد1386 ساعت 22:28 | لینک ثابت |

پیام ما

تصور کن اگه حتی تصورکردنش سخته

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته

جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست

جواب هم صدایی ها پلیس زد شورش نیست

نه بمب هسته ای داره، نه بمب افکن نه خمپاره

دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمی زاره

همه آزاده آزادن،همه بی درد بی دردن

تو روزنامه نمی خونی، نهنگا خودکشی کردن

جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت

بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت

 

جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی

لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه

اگه با بردن اسمش گلوت پر میشه از سرمه

تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه س

تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتش بس

کسی آقای عالم نیست، برابر با هم اند مردم

دیگه سهم هر انسان تن هر دونه ی گندم

 

بدون مرز و محدوده، وطن یعنی همه ی دنیا

تصور کن تو می تونی بشی تعبیر این رویا


نوشته شده توسط پیشرو در یکشنبه 14 مرداد1386 ساعت 0:14 | لینک ثابت |

پیام ما

در تاریخ معاصر، امپریالیسم سعی می کـند دموکراسی آمریکائی را با توسل به نیروی نظامی توسعه دهند. در ویتنام چنین کردند. پس از فرار آمریکائیان از ویتنام من به چشم خود دیدم که آنها چه ویرانی از خود به جای گذاشتند، چه بلایا و مصایبی را به مردم ویتنام تحمیل کردند. اینک، آنها عراق را اشغال کرده اند، کوبا، ایران، کره شمالی و ... را تهدید می کـنند.امروز، بورژوازی روسیه سیاست انهدام مردم کشور خویش را در پیش گرفته است. درمدت١٢ سال پس از تخریب اتحاد شوروی، در نتیجه تشکیل جامعه سرمایه داری بورژوائی، سالانه ۷٠٠ هزار نفـر ازجمعیت کشور کاهش یافته است. صدها هزار نفـر در جریان درگیری های ناشی از تکه- تکه کردن اتحاد شوروی، (از آن جمله در چچن) کشته شده اند. حیرت آور است!


نوشته شده توسط پیشرو در شنبه 6 مرداد1386 ساعت 16:43 | لینک ثابت |

جامعه ای آرمانی

جامعه ارمانی ما(پییشرو)

دنیای سرمایه داری فاجعه است! بیائید دنیائی دیگر بسازیم! اول ماه مه را پشت سر گذاشتیم. گفتیم در این روز با سنت های مبارزاتی نسل های گذشته، دوباره پیمان خواهیم بست تا برای ساختن دنیایی دیگر عزم مان را جزم کنیم. دنیایی که در آن انسان و انسانیت قدر داشته باشد. دنیایی که در آن استثمار انسان از انسان رخت بربندد. ثروت های اجتماعی و طبیعی در خدمت زندگی بهتری برای اکثریت مردم قرار گیرد و درتیول اقلیتی به نام سرمایه دار نباشد. کودکی از گرسنگی نمیرد.

مردسه ای بی شاگرد نماند و شاگردی در آرزوی مدرسه مجبور به کارکردن نباشد. زنی خسته از کیلومترها راه پیمایی برای آوردن آبی برای کودکانش، سر بر بالش نگذارد و برای لقمه نانی خود را نفروشد. کسی از فقدان دارو و مراقبت های بهداشتی و پزشکی نمیرد. آن چه لازم است تولید شود و به اندازه تولید شود تا نیازمندی آه حسرت نکشد. دنیایی که در آن نه تنها انسان بلکه طبیعت نیز مورد ستم قرار نگیرد و تخریب و ویران نشود. دنیایی که از نعمت هایش حیوانات نیز برخودار شوند و حیات وحش نیز محترم شمرده شود. کسی برای یک زندگی بخور و نمیر مجبور به اضافه کاری، کار در روزهای تعطیل و آخر هفته نیاشد و این ساعات و روزها برای تامین انرژی مصرف شده و بازتولید آن، برای لذت از زندگی، برای باهم بودن، برای محبت و برای خود سازی به کار رود. ساعات کار، چگونگی تولید، مقدار آن و نحوه توزیع را خود تولید کنندگان و مصرف کنندگان تعین کنند تا به جای تولید اسلحه و ابزار کشتار و مسابقه تسلیحاتی، نیازهای اساسی 6 میلیارد جمعیت جهان تولید شود که در این صورت بیکاری هم رخت برخواهد بست و کار نه به اجبار برای زیست، و نه به امری یکنواخت و طبقه بندی شده اجباری که به وظیفه اجتماعی وشادی آفرین تبدیل خواهد شد که همه دارندگان توان کار در حد توان خود در آن و برای بهبود آن شرکت خواهند کرد. جامعه ای که اداره آن نه توسط نخبگان و اقلیتی از نمایندگان سرمایه بلکه توسط شوراهای کارگران و زحمتکشان در همه ابعاد زندگی اداره خواهد شد


نوشته شده توسط پیشرو در دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 12:1 | لینک ثابت |

قانون 2 دست و یک دهان

قانون 2 دست و یک دهان

هر انسانی 2 دست دارد برای کار کردن و یک دهان دارد برای خوردن، و این برداشت حکیمانه‌ از تولید طرح‌ها عمرانی در طول تاریخ است. زیرا اگر انسان‌ها هر چه را تولید می‌کردند یا ساختند به همان اندازه مصرف می کردند چیزی به نام ثروت تولید نمی شد. ثروت در واقع مازاد مصرف انسان‌ها در طول تاریخ است. در انی رده می‌توان به موزه‌ها و جواهرات، اشاره کرد. ساختمان‌هاف مساجد، موزه‌ها، جاده‌ها، خیابان‌ها، باغ‌ها، بوستان‌ها، معادن و همه ثروت‌های موجود جهان فقط بخشی حاصل نتیجه افرادی است که در حال حاضر در آنجا حضور دارند می‌باشد. و شاید بتوان گفت بیش از %90 این ثروت‌ها مربوط به گذشته است. این علاوه بر آن است که کلیه آثار فرهنگی و علوم انسانی از قبیل زبان، خط، مکتوبات،‌ارتباطات و غیره نیز همگی باقی مانده و میراث گذشتگان است. امروزه، می‌دانیم که از 7 میلیارد جمعیت جهان حدود 2 میلیارد در فقر مطلق هستند اما فقر مطلق آن ها به معنی عدم خلق آثار از سوی آنان نیست و شاید برعکس، یعنی ثروت‌های جهان غالباً متعلق به همین‌هاست. و جرم این فقیران گرسنه، ثروت‌مند بودن آن‌هاست. بیشترین گرسنگان در آفریقا هستند، و بیشترین معادن طلا و سرب، اورانیوم و نفت هم در همین کشورهاست. و اصولاً دلیل گرسنه ماندن آن‌ها همین است که متوجه این  قضا یا نشوند! آمریکا با ارسال کمک‌های غذایی به این کشورها در واقع آنان را در جهل مضاعف نگهداری می‌کند اولاً اثبات می‌کند که آمریکا کشور خوبی و انسان‌دوستی است که این خلاف واقع است ثانیاً اثبات می‌کنند که آفریقایی‌ها گرسنه‌اند و محتاج که این‌هم خلاف و نادرست است. بنابراین اگر ثروت هر کشوری مردم آن کشور شود هیچ فقیری وجود نخواهد داشت که این مهمترین چالش‌ طرح‌های عمرانی در عصر حاضر و در همه زمان‌ها بوده است. همیشه در کنا گرسنگان، قصرها ساخته شده و افرادی با شکم سیر غذاهای خوشمزه را اطراف کردهو آن‌ها را از بین  می‌برند، و در کنار بی‌خانمان‌ها، کاخ‌های بزرگی وجود دارد که می‌تواند مأمن زمستانی یا تابستانی آن‌ها باشد ولی آن‌ها بی‌خانه‌اند و کاخ‌ها بی‌مهمان. و این همه به علت عدم پایبندی انسان‌ها به مسؤولیت جمعی خود است که غالباً ریشه در نژادپرستی آن‌ها دارد. نژادپرستی صهیونستی‌، فاشیستی یا حتی صنعتی و عمرانی! زیرا برخی معتقدند داشتن ثروت مهم نیست قدرت بهره‌برداری از آن مهم است و لذا کسانیکه می‌توانند بهره‌برداری کنند حق داراند همه آن‌ها را ملک خصوصی خود بدانند و صاحبان تاریخی آن‌ها را بی‌عرضه و فاقد جنبه لازم برای بهره‌برداری بدانند.


نوشته شده توسط پیشرو در دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 12:0 | لینک ثابت |

گنج سرمایه داران؟

گرسنگان افریقا کنج سرمایه داران        

 

بر خلاف تصور ما  گرسنگان افریقا یک مسئله درد ا ور  نیست  بلکه یک مسئله سود اور سرشار از درامد است  همینقدر که ما از دیدن انها ناراحت می شویم  این یعنی درامد برای سرمایه داران جهان که موفق شدند احساس رنج وناراحتی را به ما منتقل کنند  انان در اهداف خود موفق بوده اند .... موضوع عجیبی است که چه طور دردو رنج یک عده  مایه سرمایه گذاری و پروژه سود اوری برای دیگران است  و این نتیجه سرمایه داری در عصر حاضر است   سرمایه داری در عنصر خود رنج را مایه شادی میداند! فرض کنید ما در یک هتل 5 ستاره بین المللی در طبقه 12 ان در یک اتاق بزرگ با تمام امکانات در حال استراحت هستیم  ایا هرگز از خود سوال میکنید چطور این هتل با این همه امکانات برای شما اینهمه راحتی پدید آورده ؟ کمی بیاندیشید به نتیجه می رسید  درست همان 12 طبقه که در روی زمین است به همان اندازه زیر هتل طبقات زیرزمینی دارند  در یک طبقه ان اشپزخانه است مردان وزنان بسیاری صبح تا شب جان میکنند دست و پایشان زخمی می شود بار های سبک وسنگین حمل میکنند تا یک غذای خوب پخته شود .. در طبقه پائین تر ان رختشویخانه است ادمها با مواد شیمیایی سرو کار دارند  انها  هزاران ملافه   روتختی   پتو  با هزاران نوع کثافت را می بینند و باید بشویند بطوریکه هیچ نشانه ای از اینهمه کثافات بر روی انها نماند تا صبح روز بعد هر اتاقی دارای روپوش های تمیزی باشد .... و بالاخره طبقه 12 زیر ان موتورخانه است . در ان جا گازوئیل  گاز   نفت و بنزین حرارت و اتش حرف اول را می زنند . تاسیسات چی ها   ماموران لوله کشی های اب گرم وسرد همه اماده و دست به سینه  که مبادا یک قطره بنزین بیشتر ویا کمتر مصرف شود ویا حرارت اتاق ها کمی زیاد وکم باشد و صدای مشتری در بیاید..حتی درطبقه همکف  حالت برزخی است: گاهی  پاداش  گاهی ناسزا! این نصیب افراد طبقات همکف است

رسپشن   اینفرمیشن( پذیرش  اطلاعات)  فروشگاهها بوفه ها گارسن ها و...  همه ممکن است در یک لحظه دریافت جایزه و عیدی داشته باشند  به خاطر خوش خدمتی یا خوشحالی مهمان و ممکن است بلا فاصله پس از ان توبیخ شوند یا مورد بدترین فحاشی ها و تهاجم ها قرار بگبرند وتنها باید بگویند حق با مشتری است.  پس میبنیم  برای اینکه یک نفر راحت باشد میلیونها نفر باید کار کنند و زحمت بکشند وهر چه بیشتر زحمت بکشند

ان یک نفر بیشتر راحت تر است یا بر عکس ان یک نفر برای اینکه راحت تر یاشد باید افراد بیشتری استثمار شوند و برای سیری او افراد بیشتری گرسنه بمانند


نوشته شده توسط پیشرو در شنبه 30 تیر1386 ساعت 2:28 | لینک ثابت |

بیکاران گنج سرمایه داری

بیکاران   گنج  سرمایه داری!

 

سرمایه دارن در سراسر جهان نیازمند به گروه بیکار  علاف  معتاد و  ولگرد هستند ..و هر چه تعداد انها بیشتر باشد منافع انها سرشارتر خواهد یود .

        مسافر کشی را در نظر بگیرید که در خیابان مسافر زیاد است  هوا سرد است برف می بارد ...  معلوم است هرچه شایط سخت تر باشد مسافران اماده پرداخت کرایه بیشتری هستند پس بنابر این ناراحتی مسافران زجر کشیدن انهاو دادوفریاد انهاکه ظاهرا دل هر رهگذری را اب میکند ولی در ل مسافر کش قند اب می کند :  اشک کباب مایه شعله ور شدن اتش است. هر یک از گروه های ذکر شده عمدا و توسط خود سرمایه دار به وجود می ایند  و لذا دفاع از سرمایه داری یعنی دفاع از تولد هر چه بیشتر بیکار  معتاد  ولگرد  علاف !

    در غرب سرمایه داری هرگز بر خود  رقیب بر نمی  تابد   لذا همه سرمایه داران و سرمایه ها  باید در یک کانال باشند . لذا از سرمایه های کوچک تا سرمایه های بزرگ باید جذب عنصر و سازمانهای واحد جهانی شوند . مرکزیت این سرمایه ها بانکهای جهانی هستند .ولذا خارج از بانک هرنوع پولی باید تهدید و از بین برده شود انها گروه هایی به نام  یا ولگرد به وجود می اورند  وظیفه انها سرقت پول های نقد از اشخاص است  این سرقت پولهای نقد از دوجهت برای سرمایه داران مفید است   اولا کسی جرات نمی کند پولی با خود حمل کند ثانیا این پولها سرازیر بانکها می شود . بطوریکه در غرب ما عنصری به نام پول نقد نمی شناسیم  و همه چیز از طریق سیستم بانکی حرکت می کند تا دولت و سرمایه داران بر حرکت ان نظارت  داشته باشند وبه موقع  مالیات و عوارض خود را بگیرند و هر گونه حرکت خارج از سیستم را پولشویی  تعریف کرده وبا ان به طریق مختلف مبارزه می نمایند.  وجود معتادان این  نیاز سیستم را برطرف می کند که بالاترین تجارت جهانی را ساماندهی می کند   هم اکنون  بنا بر گفته  اقای  رحیم ازغندی  در شبکه اول 30/9/85 بالا ترین رقم تجارت جهانی در 4 ردیف یر خلاصه میشوند 1-  تجارت مواد مخدر در درجه اول 2- تجارت اسلحه در درجه دوم 3-تجارت برده (زن   کودک ..) در رده سوم و تجارت اعضای بدن  در رده چهارم است

ولذا می بینیم بالا ترین تجارت جهانی که حتی از دولت ها بیشتر درامد ایجاد میکند به چه سازمان وسیعی  احتیاج  دارند  در ایران می توان گفت که با توجه به مبارزه شدید با سازمانهای تولید مواد مخدر  این اعضا در چهار چوب  سیگار فروشی  فعالییت می کنند به طوریکه سازمان وسیع سیگار فروشها  از سر کوچه وبرزن شروع میشود تا بالا ترین رده را شامل می شود  . به طوریکه دولت با تمام توان  وقدرت  خود تا کنون نتوانسته کارخانجات دخانیات را حتی مختصری وادار به کمتر تولید کردن کند.


نوشته شده توسط پیشرو در شنبه 30 تیر1386 ساعت 2:27 | لینک ثابت |

حاکمیت سرمایه داری در فلسفه و عدالت اسلامی

حاکمیت سرمایه داری    در فلسفه  و عدالت اسلامی

 

در فلسفه سرمایه داری  حاکمیت  سرمایه دار  یک امر لازم و ضروری است  به اعتقاد سرمایه داری   سرمایه دار شخصی با هوش ونخبه ای است که باید جهان را ساماندهی کند  و کلیه مردم از طریق  دریافت سرمایه و سود از او به اندازه استعداد خود  بهره مند شوند: به استدلال انها  سرمایه دار  از یکسو هزاران نفر را در کارخانجات خود مشغول میکنند وانها را به زندگی امیدوار میکند  وبخش دیگری از سود خود را در نهادهای اجتماعی و خیریه هزینه میکند  ولذا انهایی که توانایی کار دارند  در کارخانجات ساماندهی میشوندو کسانی که قادر به کار کردن نیستند درنوانخانه ها مدیریت میشوند و همه ی اینها از نتیجه وجود سرمایه و سرمایه دار است.

در این سیستم   عدالت    رفاه  همه وهمه  به دست سرمایه دار تقسیم می شود و مردم بر اساس  میزان مفید بودن خود برای سیستم به رفاه وعدالت ودرامد و زیستن میرسند .

در حالی که  عملا میبینیم سرمایه دس ارن قبل از اینکه به رفاه کارکنان یا فقیران بیاندیشند همه چیز را برای خود میخواهند  . ما شاهد هستیم که 80% ثروت جهان در اختیار افراد معدودی است وانان به همان دلیل تیز هوشی خودشان تمایلی به تقسیم ان در بین مردم ندارند    حق انها هم نمی دانند!...

در حالیکه  عدالت اسلامی می گوید تقسیم منافع و سود باید بر اساس جمیع وتوانائیها باشد  یعنی اگر کسی توانائی کاری ندارد باید کار دیگری به او داد . زیرا خداوند بشر را طوری افریده که در برخی موارد ضعیف و برخی موارد قوی است.مثلا کسی که بینایی خود را از دست داده در عوض شنوایی یا چشایی وبا حتی باصره او قوی است یعنی مجموعه نیروهای انسانی با هم برابر است. کسی که ناراحتی قلبی دارد در عوض تفکر بالنده ای دارد . چون به عبارت دیگر همه انسانها به نحوی ناقص هستند  برخی نقص ها ظاهری است برخی غیر ظاهر است مثلا کسی که سرطان دارد ممکن است کسی دیگر این را نداند و او را سالم بداند   برعکس کسی که پای او قطع شده   همه او را می بینند و توجهشان به ان جذب می شود .اما ممکن است درامد این دو با هم فرق کند .

 پس بنا بر این نا توانی و توانایی نسبی است. واین نسبت در همه یکسان است و لذا می گوییم خدا عادل است . انهاییکه احساس ضعف از نقص خود دارند این نشانه  بی عدالتی نیست بلکه نشان انگیزه اش است . یعنی این احساس ناراحتی موتور حرکت دهنده ی انها برای پیروزی در عرصه های مورد علاقه اش   به طوری که خواستن توانستن است . اگر احساس ضعف وناراحتی از کسری ها نباشد  نیازی به وجود نمی اید و نیاز هم نباشد حرکتی نیست و پیشرفتی به وجود نخواهد امد.


نوشته شده توسط پیشرو در شنبه 30 تیر1386 ساعت 2:25 | لینک ثابت |

راه ازادی

مبدا راه ازادی در کوبا

 

کودکی در خیابان های کوبا، جوانی در خیابان های بولیوی، مردی در کوچه پس کوچه های آرژانتین، پیرمردی در روی صندلی چوبی جلوی در یک کافه در کنگو، در گواتمالا، در شیلی... بر تن آنها لباس هایی است با عکس چه گوارا. زمانی خود ((چه)) بود و می جنگید و حالا عکسش یادگار آن روزگار است تا هر کس با دیدن آن، یادِ روح بزرگ و افکار انقلابی ((چه)) را در خاطرش زنده کند.

***

کلاس درس تمام شده بود و چه گوارا کاغذ و خودکارش را جمع می کرد. دیگر چیزی به پایان دوره دکترا باقی نمانده بود، اما او از سوی یکی از دوستانش پیشنهاد جالبی دریافت کرده بود. مسافرتی یک ساله به کشور های آمریکای جنوبی، حرکت به سوی کوردوبا، استراحت در کنار سواحل رود آلازوف...
برای این سفر چه گوارا می بایست یکسال از دانشگاه مرخصی می گرفت.

چه گوارا و رفیقش سفر یکساله شان را با یک موتور سیکلت 500 سی سی آغاز کردند. چه گوارا فقر و بدبختی مردم آمریکای جنوبی را می دید و مسبب همه آنها را امپریالیسم آمریکا می دانست. ((چه)) آمریکای جنوبی را به صورت ملتی واحد تجسم می کرد و برای آزادی این ملت می کوشید...

پس از پایان تحصیلات پزشکی، چه گوارا دوباره مشغول سفر در نقاط مختلف آمریکای جنوبی شد.

کوبا، کشوری که مردم آن فقیر و بد بخت اند این روزها تبعیدی های زیادی را از خاک خود به بیرون می فرستد. دو برادر که یکی از آنها ریش بلندی دارد و ابهت از سر و رویش نمایان است از خاک کوبا به مکزیکو سیتی تبعید شده اند. رائول و فیدل کاسترو که ذهنشان را اندیشه های سوسیالیستی پر کرده است مشغول ساماندهی نیروهای چریکی برای انجام یک کودتا در کوبا هستند. برای همراهی با این دو برادر هیچ کس مناسب تر از چه گوارا نیست. سه انقلابی سوسیالیست در کنار هم جمع می شوند.


نوشته شده توسط پیشرو در چهارشنبه 27 تیر1386 ساعت 19:1 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی ما


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ

ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

(خداوندى كه) بخشنده و بخشايشگر است

مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ

(خداوندى كه) مالك روز جزاست

إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

(پروردگارا!) تنها تو را مى‏پرستيم; و تنها از تو يارى مى‏جوييم

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ

ما را به راه راست هدايت كن

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّآلِّينَ

راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى; نه كسانى كه بر آنان غضب كرده‏اى; و نه گمراهان


می توانستم شاعری باشم
ولگردِ قمارخانه های بوينس آيرس
مَحفِل نشينِ خواب و زن و امضاء وُ
اعتياد.
نوحه سرايِ گذشته های مُرده
گذشته های دور
گذشته های گيج.
اما تا کی... ؟

آرشیو

پیوند های وبلاگ

آرشیو مارکسیست ها
داس و چکش
تریبون شما
اندیشه و پیکار
آرمان خلق
بلاگفا
یاران ما
آزادی
کتاب های رایگان فارسی
وبلاگ کارگران
کمونیست انقلابی
جوان سوسیالیست
انترناسیونال است نجات انسان ها
کارگران و زحمتکشان
انقلاب پرولتری
چپ کارگری
سوسیالیسم
کوخ
چرا سوسیالیسم
چپ نو
دنیای ما
دانش سرخ
پرچم سرخ
ایران خبر
اخبار روز
سایت های زنان
وبلاگ های زنان
علیه درد مشترک
آزادی برابری
آزادی بیان
اطاق اینترنتی ایرانیان سوسیالیست
طنز تلخ
مجله ی الکترونیکی شعر
خواندنیها از مجلات قدیمی
مشعل
آوای روز
رنج انسان بودن
با وطن
خبرنامه ی کارگری
شورا
توماج (کار- نان- آزادی
افق روشن
سازمان راه کارگر
سرباز سرخ
ئاویه ر (اخبار و عناوین روز آبیدر
نگاه سرخ
کارگر معلم اتحاد اتحاد
همسنگر
وبلاگ های چپ
سازمان عقاب های سرخ
کارگران جهان متحد شوید
اتحادیه ی جوانان سوسیالیست انقلابی
آپلود عکس
منو پالتاک
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
گزارشگران
میلیتانت
خانه ی پناهجو
همشاگردی
علیه وضعیت موجود
فردای سرخ
فردای روشن
ندای بشر : یا مرگ یا آزادی
نشریه ی دانشجویی آلترناتیو
تقوای ما خاموشی نیست
یار دبستانی
ئاشتی
شاهو
صدای مردم
رنگ فریاد
اندیشه
کمونیستهای انقلابی
سوسیالیسم همین امروز
خبرنامه ی امیرکبیر
سایت اتحادیه ی فدائیان کمونیست
در مورد مساله ی زن
کانون خاوران
سرباز سرخ
هشدار
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

وا قعیات پشت پرده حمله نظامی امریکا به ویتنام
واقعیات پشت پرده جنگ امریکا والقاعده

تفاوت بين دين و مذهب
چگوارا و انان که ایستاده مردند
احادیث
ويتنام و آموزه های انقلاب اکتبر برای توسعه ملی
اما به امید آمدنت تا لحظه ی مرگ می مانم



دموکراسی
انترناسیونالیسم پرولتاریائی

(دست‌آوردهاي عظيم کوبا در عرصه‌هاي مختلف است)
حقیقت
مذهب
مساله ی ملی
‮«‬چپ‮» ‬و زمينهء پيدائی آن در افغانستان

پیام ما
آنان که ایستاده مردند
پیام ما
پیام ما
جامعه ای آرمانی
قانون 2 دست و یک دهان
گنج سرمایه داران؟
بیکاران گنج سرمایه داری
حاکمیت سرمایه داری در فلسفه و عدالت اسلامی
راه ازادی

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ azadisos محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم


www.irwebnet.tk